متن خلا صه شده مصاحبه مفصل و سوم تیری وحید جلیلی در گفتگو با روزنامه اعتماد (قسمت اول )
می دانم اگر شما بیایید چه می شود !!؟

مصاحبه جالبی بود و البته مفصل. برای اینکه همه عزیزان بتونند این مصاحبه را بخوانند خلاصه ای مفید را از این مصاحبه( البته قسمت اول )را برای کسانی که حوصله خواندن اصل آن را ندارند انتخاب کردیم . حتما بخوانید !!
- «دین، همه دین است». به نظر من کل انقلاب اسلامی را در یک جمله خلاصه کنیم می شود همین جمله.
- در طول دفاع مقدس می شود گفت بهترین نمونه های خط امام را در میان کسانی می بینید که با تفکر بسیجی شناخته می شوند. شهید چمران را نگاه کنید، هیچ کس نمی تواند به ایشان بگوید راستی یا چپی است. شهید همت هم همین طور. شهید آوینی هم همین طور .
- بعد از دوره امام، دعوایی ( زرگري ) در گرفت بر سر دین که یک طرف آن با شعار مرگ بر بدحجاب شناخته می شد و طرف مقابل کسانی بودند که می گفتند «دین فربه تر از ایدئولوژی است»، «دین امر باطنی است»، «دین برای رازگشایی نیامده و برای حیرت افکنی آمده است.» این حرف های مشخصی بود که ایدئولوگ های آنها می گفتند.
- مردم دیدند دعوای خیلی سختی تحت عنوان نبرد بر سر دین در گرفته است. هر دو گروه هم می خواستند از دین دفاع کنند. یک گروه می گفتند شما دین را به سیاست آلوده کردید، ما می خواهیم از نزاهت دین دفاع کنیم. گفتند یک مشت فاشیست آمده اند. گروه مقابل هم می گفت ای لیبرال های خودفروخته. در ظاهر می دیدید جنگی در جریان است. آنقدر که من دیدم این دو، دو لبه یک قیچی بودند. دو لبه قیچی در ظاهر با هم می جنگند اما در عمل یک کار می کنند چون در یک جا به هم پیچ شده اند. همان تفکر ظاهرگرا و تفکر باطن گرا در یک نقطه به هم پیچ شده بودند. نقطه اتصال این بود که هر دو فردگرا بودند و در تقابل مطلق با تفکر حضرت امام که تفکر اجتماعی و جامعه گرا است؛ یعنی هر کدام از دو طرف که پیروز می شدند، در حقیقت تفکر امام شکست خورده بود.
- دوم خرداد حاصل این جنگ زرگری و تضعیف دوگانه اسلام ناب و اسلام امریکایی بود و مشغول کردن اقشار مذهبی به اسلام فردی، باطنی یا اسلام فردی ظاهری.
- -تفکر انقلاب این طور ریزش کرد که عده یی گفتند دین فربه تر از ایدئولوژی، گفتند دین فراتر از آن است که برای سیاست تعیین تکلیف کند. تفکر پویا و سیال حضرت امام در جامعه کم رنگ شد.
- . در مساجد هم عده یی آمدند، گفتند دینداری درست یعنی دینداری دهه 40 نه دینداری دهه 60 یعنی دینداری که محصور شود به دین عبادی فردی.
- در آن بمباران فضای افکار عمومی که یا باید به سمت لیبرالیسم میل می کردی یا درک ظاهرگرایانه قشری گرایانه از دین، آدم هایی مثل آوینی، چراغ را روشن نگه داشتند. البته بالاتر از همه اینها خود آقا (رهبری).
- در بدنه دولت ( كارگزاران) اتفاقات دیگری در جریان بود. من در سرمقاله ویژه نامه دولت (ماهنامه سوره، شماره 19، شهریور 84) نوشتم بارزترین جلوه اسلام متحجر در ایران کارگزاران است
- تحجر در نگاه امام یعنی فروکاستن دین به حوزه فردیت. وقتی اندیشه عدالت را از دین بگیرید، روح دین را از آن گرفته اید .
- وقتی نگاه می کردید ( كارگزاران) کسانی بودند که دین را در حوزه عبادی، فردی و اخلاقی محصور کرده بودند ولی باطن گرا بودند و اندیشه اجتماعی نداشتند. وقتی قدرت دستشان افتاد، اولین چیزی که گفتند، این بود که هر کسی به فکر خودش باشد، خدا به فکر همه هست.
- آقای هاشمی و یکسری اطرافیانشان زوم کرده بودند روی توزیع عادلانه فقر و هر کسی دم از عدالت می زد می گفتند، شما طرفدار توزیع عادلانه فقر هستید. ما گفتیم چه کسی تا حالا گفته توزیع عادلانه فقر. یک نفر را اسم ببرید که گفته ما طرفدار پیشرفت و توسعه نیستیم. می خواهیم جامعه فقیر بماند و فقر را عادلانه بین مردم توزیع کنیم. یک دشمن موهوم طرح می کردند و شروع می کردند به زدن آن. آقای مهاجرانی یادم هست مفصل راجع به این مباحث حرف می زدند. من نوشتم توزیع عادلانه فقر بد است اما توزیع ظالمانه فقر خوب است؟ جوری می گفتند که انگارآن طرف آن توزیع عادلانه ثروت است.
- موتلفه و کارگزاران آنقدر تفاوت ماهوی ندارند و درگیری ها حاشیه یی است. گرچه به نفع آنهاست که در ظاهر در جامعه به گونه یی تبلیغ کنند که ما با هم خیلی دشمن هستیم و در دو قطبی عجیب و غریبی هستیم.
- اگر اندیشه اسلام انقلابی که امام علمدار آن بود و نظام را براساس آن بنا کرده بود، امتداد پیدا می کرد، مشکل اساسی ما نمی شد فقر، فساد و تبعیض.
- رهبری سیگنال ها را خوب می داد اما واسطه هایی در کار بود که سیگنال ها را خنثی می کرد.
- (آقا سال 71 سه سخنرانی کردند اما انگار در بدنه حزب الله، اشتباه فهمیده شد ) اقا گفتند که منظور من از امر به معروف و نهی از منکر این نیست که بروید شمال شهر تهران به چند خانم بی حجاب گیر بدهید. امر به معروف و نهی از منکر را گفتند. احادیث امیرالمومنین را گفتند و ذکر کردند که امر به معروف و نهی از منکر هم سیاسی است، هم اقتصادی است و هم فرهنگی.
- دوم خرداد جنگ زرگری دیگری بود. آقای خاتمی 20 میلیون رای آورد یعنی از پیرزنان برقع پوش بشاگردی به آقای خاتمی رای دادند تا بچه سوسول های شهرک غرب، لذا در ابرار نوشتم جبهه اشغال شده دوم خرداد. اتفاقی که افتاد این بود که بخشی از کسانی که به آقای خاتمی رای داده بودند، کل دوم خرداد را به نفع خود مصادره کردند. می گفتند رای به خاتمی یعنی سبک زندگی شهرک غرب.
- در دوم خرداد 16 روزنامه در آوردند، 16 روزنامه در حقیقت یک روزنامه بود. 16 صدایی نبود.
-
گروهی از کسانی که به آقای خاتمی رای دادند امکان پیدا نکردند که به عنوان دوم خردادی حرف بزنند. برخی دوستان خودم را اسم ببرم. دکتر کوشکی، کسی است که به خاتمی رای داده. هم دانشگاهی بودیم.
- رهبری وقتی بحث جنبش نرم افزاری را مطرح می کند، در کنار آن می گوید نهضت آزاداندیش. در بازخواستی که از شورای عالی انقلاب فرهنگی کردند، گفتند در مورد جنبش نرم افزاری کارهایی کردید، اما در مورد بحث آزاداندیشی چه کردید. گفتند من از شما گلایه دارم.
- بزرگ ترین رانت تاریخ مطبوعات خاورمیانه را شرقی ها ( اهالي روزنامه شرق ) خوردند.
- چطور بین هاشمی و احمدی نژاد به احمدی نژاد رای دادید؟ این که سوال ندارد.
- انتخابات سوم تیر خیلی انتخابات عقلانی بود. آرایی که به احمدی نژاد داده شد هم خیلی عقلانی بود.
- آقای مرعشی که آمد، گفت؛ اصلاً تو به چه جراتی به خودت اجازه دادی در مقابل شخصیتی مثل رفسنجانی کاندیدا شوی که آقای کلهر به او گفت، دوره قاجار و قوام السلطنه گذشته است.
- یک خاطره یکی از دوستان گفت، شب آخر در میادین شلوغ بود. در میدان ولیعصر مردم آمده بودند و بحث می کردند. از ستاد احمدی نژاد تیم ولیعصر بچه های دانشگاه شریف بودند. از دوم خردادی ها هم گروهی بودند. یکی از دوم خردادی ها برای یک دختر بی حجاب پرحرارت می گفت که «می دانید اگر احمدی نژاد بیاید چه می شود؟» دختر خیلی محکم جواب می دهد؛ «نمی دانم اما می دانم اگر شما بیایید چه می شود.»
- دوم خرداد کاری کرده بود که دانشجو مساوی است با دوم خردادی یا لیبرال اما یکدفعه شب آخر تبلیغات دانشجویان دانشگاه های مختلف به میادین مختلف رفتند. دانشجو بودند، جوان بودند اما لیبرال و دوم خردادی نبودند. به شدت عدالتخواه بودند. این چیزی بود که دوم خرداد 8 سال تلاش کرده بود، بپوشاند. آنقدر دروغ گفته بودند که خودشان باورشان شده بود.
- یکی از اشتباهات استراتژیک دوم خردادی ها دروغی بود که به خودشان گفتند. پروپاگاندا انجام داده بودند که طرف جرات نکند، بگوید من روشنفکر و دانشجو هستم اما بگوید طرفدار انقلاب و ولایت فقیه هستم .
- دوم خردادی ها این کارها را می کردند بعد به احمدی نژاد می گفتند ای پوپولیست. احمدی نژاد کی بادکنک هوا کرد و کنسرت گذاشت؟ اینها شیوه های انتخاب عقلانی است یا سوار شدن بر موج احساسات مردم. روی پلاکارد نوشته بودند «برای مقابله با وحشت و اختناق به هاشمی رای می دهیم.» الان دوره اختناق و وحشت است؟
-
ما را کسی از سوره بیرون کرد که به هاشمی نزدیک بود. آقای بنیانیان تفکر هاشمی چی داشت. تفکر کارگزار و تکنوکرات داشت. نمی خواهم از تیم فرهنگی احمدی نژاد دفاع کنم، به آنها هم نقد دارم .
- به احمدی نژاد به شدیدترین شکل حمله می کنند. من طرفدار این هستم. باید نقد باشد اما به شرط ها و شروط ها .
- کسانی ما را تحمل نکردند که با دولت مرزبندی دارند. تیپ خاموشی. خاموشی دست راست آقای قالیباف بود و می خواست معاون اول قالیباف بشود. خاموشی رئیس سازمان تبلیغات.
- ترجیح می دهم نقد دولت را در فضای فکری خودمان انجام بدهیم. کمااینکه انجام هم دادیم.
- بعد از 16 سال که غلبه با تفکرات تکنوکرات و سکولار بود، دولت افتاده دست گفتمانی به نام گفتمان عدالت گرا. وقتی دور دوم به احمدی نژاد رای دادند یعنی آقای احمدی نژاد، ما ضعف های تو را می دانیم، اما با این همه تو را ترجیح دادیم به گزینه لیبرال سرمایه داری. بنابراین باید تحمل کنیم .
- الان عدالت بهتر در جریان است نسبت به وقتی که آقای هاشمی می آمد؟ اصلاً حرف آقای هاشمی را نزنید.
- خیلی خوب است که دوم خردادی ها به این نتیجه رسیدند که مردم، موجوداتی هستند که مشکلات معیشتی هم دارند.
- کار به جایی رسیده که احمدی نژاد هر گزینه یی انتخاب کند، آن طرفش را می گیرند.
ادامه دارد...