نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 21:41 |
لینک
|
صنفگرايي و ساحت مقدس روحانيت؟!
امام خميني در رهنمودي فرمود: «خاك بر سر من اگر به خاطر روحانيبودن بخواهم از روحانيت دفاع كنم.» (نقل به مضمون) روحانيت وارث امامت و نبوت است. عنصر آلوده به اعمال حرام، به صرف «سهمدهي در دوران مسؤوليت» قابل دفاع نيست. پرداختن به اين امور جز ضربهزدن به مقام والاي روحانيت و ايجاد شبهة صنفگرايي روحانيت تا مرز دفاع از خاتمي، نه موجب بخشش خداوند است، نه ارادتمندان به روحانيت و مرجعيت آن را خواهند بخشيد.
1. نفس گفتوگوي يك روحاني، آنهم امام جمعه و جماعت با ننگيننامة «ليبرال دموكرات مسلمان» در اسم و «ليبرال» در رسم، كافي است تا دلبستگي و اگر نه وابستگي، مصاحبه شونده به جريان فكري مطرود ملت مسلمان روشن گردد. اميد آنكه اين مسأله به دانش و بينش ضعيف او باز گردد، كه المؤمن كيض.
2. ادبيات به كار رفته در اين گفتوگو يادآور ادبيات مخالفان امام خميني و يارانش، در دوران پيش از انقلاب است. عجبا كه در آخرالزمان و واژگوني معيارها، اين تكرار چگونه عيني ميشود. «جوانان تندرو» يعني نسل سوم انقلاب خميني، سلحشوران ولايتمدار كه گفتمان عدالتمحور را نه در توسعة هاشمي و اصلاحات خاتمي، كه در «منجيگرايانه منتظرانه» دنبال ميكنند، و اخراج مافياي قدرت و ثروت از عرصة حاكميت اسلامي را مدخلي براي رسيدن به آن انتخاب كردهاند. فاعتبروا يا اوليالاباب.
3. تاكيد و تصريح گفتوگو كننده، بر انتخابات و قد علم كردن رقيبانه و جنگجويانه در آن به منظور شكست رقيبي كه گفتمان عدالتخواهانه و انتظارگرايانهاش را مطلوب نميداند، نقطة عطف اين مصاحبه است. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
4. كشف اختراعي «جريان پاليزدار» و متهم نمودن تفكر ملت عدالتخواه و ضدمافيايي و تلويحاً منتسب كردن آن به دولت، هم پاسخگويي در پيشگاه خداوند را ميطلبد، و هم مأمومين را به دقت بيشتر در اقتداي نمازشان وا ميدارد.
دروغ بزرگ «بيشتر بودن تحمل خاتمي» از احمدينژاد در مقابل مخالفان نيز به امر فوق افزوده ميشود. اگر اين فرد از دستور خاتمي به سه وزارتخانه «كشور، اطلاعات و ارشاد» مبني بر تعقيب فاطمه رجبي به جرم نگاشتن مقالهاي خطاب به علماي حوزههاي علميه بياطلاع است، اما نميتواند به عدم اطلاع از تحمل خاتمي در آخرين 16 آذر او در دانشگاه تهران را هم بهانه قرار دهد. اين امر در كنار حضور بيمانند احمدينژاد در آخرين 16 آذر او در دانشگاه اميركبير و تحمل اوباشگري ايادي اصلاحات و تخريب بيامان سهساله كه مقام معظم رهبري آن را جنگ رواني ناميدند، و نيز همين گفتوگوي كارگزاراني ! را اين دارندة لباس دين چگونه خداپسندانه مقايسه كرده است؟! كه يوم تبليالسرائر
5. اين فرد در گفتوگوي خود «جامعة روحانيت مبارز» را به منزلة جفتي براي حزب مشاركت تعريف كرده و شعار ويرانگر «ايران براي ايرانيان» آن حزب را برنامة فكري و عملي جامعة روحانيت، اينگونه اعلان داشته است: «دغدغة جامعة روحانيت مبارز دغدغة تمام مردم ايران اعم از مسلمان، مسيحي، كليمي يا زرتشتي است. هر كس كه متعلق به اين سرزمين است، جامعة روحانيت دغدغة او را دارد.»
پناه بر خدا بايد برد. آيا اگر روزي روحانيتستيزان، شعار اسلام منهاي روحانيت سردادند، امروز بايد شاهد آن بود كه عضوي از جامعة روحانيت مبارز، شعار «روحانيت منهاي اسلام» را سر دهد !؟
آيا خاستگاه و پايگاه جامعة روحانيت چنين تفكر يا گرايشي است؟ آيا «جوانان تندرو» جزو ايرانياني نيستند تا در كنار اقليتهاي ديني و خداي ناكرده فرقة ضالّة بهائيت، براي اين فرد مطرح باشند؟ آيا «باور منجيگرايانة اين جوانان شيعي» جرمي است كه آنها را حتي از «ايرانيّت» هم در نگاه اين فرد خارج ميسازد؟
4. «جوانان تندرو» با گفتمان انتظارگرايانه همان نسل پاك ولايتمداري است كه در 27 خرداد و سوم تير 84 با خيزش عليه مافيا، به برچيدگي بساط سهمخواهي، ويژهخواري و رانتجويي 27 ساله مافياگران پايان داد. آنها همان كساني هستند كه در شبه كودتاي دولت خاتمي در 18 تير 87 بسياري از نمازگزاران مساجد و ائمه جماعات را از هجوم جنايتبار ايادي خاتمي در آن روز حراست كردند. آيا پاداش آنها به صرف انتخاب رئيسجمهوري خارج از حلقة مافيا، خط و نشان كشيدن و توهين و اتهام است؟
راستي خوارج چه كساني هستند؟ خروجكنندگان بر وليّ و دولت مورد تاييد و حمايت او، يا مدافعان حريم ولايت در برابر مافياگران؟ آيا اين واژگونهسرايي هم از بدعتهاي آخرالزماني است؟
7. صنفگرايي از ساحت مقدس روحانيت به دور است. امام خميني در رهنمودي فرمود: «خاك بر سر من اگر به خاطر روحانيبودن بخواهم از روحانيت دفاع كنم.» (نقل به مضمون) روحانيت وارث امامت و نبوت است. عنصر آلوده به اعمال حرام، به صرف «سهمدهي در دوران مسؤوليت» قابل دفاع نيست. پرداختن به اين امور جز ضربهزدن به مقام والاي روحانيت و ايجاد شبهة صنفگرايي روحانيت تا مرز دفاع از خاتمي، نه موجب بخشش خداوند است، نه ارادتمندان به روحانيت و مرجعيت آن را خواهند بخشيد. به راستي از منظر اين فرد، روحانيت پاسدار حريم شريعت است و يا با شريعتستيزان در جنگ؟ يا خود را مدافع و حامي سياسيكاران قدرتطلب و ثروتاندوز ميداند! انا لله و انا اليه راجعون!
8. دولت احمدينژاد پاك است و پاكدست. عدالتخواه است و انتظارگرا ! اين ويژگي در دولتهاي گذشته بيسابقه بوده است. چه مغرضان بخواهند و چه نخواهند «يك ملت آن را تاييد ميكند». مافيا در هم شكسته است. ابزار و تريبونهايش ناكارآمدند. مهديستيزي كار به جايي نميبرد. آيا 313 نفر هم در جنگ با مافيا از ميان «جوانان تندرو» باقي نخواهند ماند تا مهدي را در مصاف با سفيانيان ياور باشند؟
9. آبروي 1000 سالة روحانيت، آبروي شيعه است و حفظ آن بر همگان واجب. منافع و مطامع دنياپرستانه نبايد با اين آبرو بازي كند. جملاتي از تازهترين اظهار نظر فقهاي اصيل و حقيقي حوزههاي علميه در ارتباط با رئيسجمهور بايد مرور كرد. حضرت آْيت الله العظمي مكارم شيرازي اظهار داشتهاند: «دولت نهم حامي نظام جمهوري اسلامي و طرفدار مكتب اهل بيت عليهمالسلام است. دولت نهم به اصول پايبند است و حسن نيت رئيسجمهور هم ثابت شده است. اگر هم اشتباهي در مجموعة دولت صورت گيرد، ناشي از اشتباه بدون سوء نيت است.» آيت الله سبحاني نيز ابراز داشتهاند: «دولت نهم دولتي خدمتگذار است و بايد از آن تجليل كرد. دكتر احمدينژاد ضمن احياي ادبيات انقلاب در كشور، روحي تازه در انقلابيون كشور ايجاد كرد.
با اين اظهارات «مرز ميان روحانيت و سياسيكاران، روحانيت و سهمخواهان، روحانيت و باجگيران، روحانيت و وابستگان به مافيا مشخص شده، و انگيزههاي صرفاً دنياپرستانة اظهارات ستيزهگر افشا ميشود.
علاوه بر آن كه با توجه به تاييدات و حمايتهاي همهجانبه ولي بيسابقة مقام معظم رهبري از گفتمان عدالتمحور و ابتكارهاي و تلاشها و خدمتگذاريهاي رئيسجمهور، گفتههاي اين فرد، نه تنها بيارزش است كه در تقابل با رهبري به نفع صاحبان قدرت و ثروت در گذشته است.
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا.
فاطمه رجبی
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 13:40 |
لینک
|