تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

شيخ انصاري ، آن نمايندگان واين نمايندگان


انتشار خبر اختصاص يکصد ميليون تومان به هر يک از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، با واکنش منفي بسياري از مردم روبه‌رو شد؛ چرا که ملت از وکلاي خود ساده‌زيستي و پرهيز از رفاه‌طلبي را انتظار دارد تا با لمس بهتر مشکلات جامعه، براي حل آن‌ها گام‌هايي اساسي و کاربردي بردارند. طبيعي است نماينده‌اي که در يک قلم، هشتاد ميليون تومان براي تامين هزينه مسکن و بيست‌ميليون تومان براي تهيه خودرو از بيت‌المال دريافت مي‌کند، هرگز نخواهد توانست درد و رنج مستاجران و اقشار آسيب‌پذير را به درستي لمس کند و در نتيجه نمي‌توان از وي انتظار داشت تا با قاطعيت و جديت از ابزارهاي در اختيار قوه مقننه براي حل معضل مسکن و مشکلات فراوان مشابه بهره گيرد و رسيدگي به مسائلي از اين دست را در اولويت قرار دهد. البته تعجب‌آور نيست اگر بسياري از نمايندگان محترم برخورداري خود و خانواده محترمشان از امکانات را لازمه فراغت خاطر براي پرداختن بهتر(!) به مسووليت‌هاي خويش به شمار آورند و بدين وسيله فرار از ساده‌زيستي و افتادن تدريجي در دام رفاه‌طلبي را توجيه کنند؛ اما شايسته‌تر آن است که دست‌کم در دوران حضور در مجلس شوراي اسلامي با قرار دادن زندگي خود در سطح اقشار محروم جامعه، مشکلات واقعي را از نزديک و با گوشت و پوست خويش حس کنند. به راستي نماينده‌اي که هشتاد ميليون تومان وديعه مسکن دريافت مي‌‌کند چگونه خواهد توانست درد و رنج جواني را درک کند که هنوز از تهيه مبلغي ناچيز براي تامين اجاره بهاي يک منزل محقر در دورافتاده‌ترين نقطه شهر هم ناتوان است؟!

معروف است که شيخ انصاري - از مراجع بزرگ- به رغم برخورداري از وجوهات فراواني که مقلدين در اختيارش قرار مي‌دادند، بسيار ساده زندگي مي‌کرد و هنگامي که با اعتراض همسر خود روبه‌رو شد در پاسخش فرمود: پول کافي براي دستگيري از بينوايان و محرومان در اختيار ندارم. پس چه بهتر که همچون آنان زندگي کنم تا آن‌ها با ديدن وضع زندگي من اميدوار شوند و به جاي حسرت خوردن، بگويند زندگي مرجعمان هم مثل خود ما است. مقام معظم رهبري در پيام خويش به مناسبت آغاز به کار مجلس هشتم فرمودند: «نماينده ملت از جنس ملت است. شما نه از قصرهاي رفيع و خاندان‌هاي اشرافي، که از متن مردم، از مدرسه و حوزه و دانشگاه،‌ و از ميدان‌هاي کار به مجلس گسيل شده‌ايد. اين رابطه و اين منش را پاس بداريد و براي خود نگاه داريد. خوي اشرافي و گرايش به اسراف و طعمه انگاشتن اين مسؤوليت، بلاي بزرگي است که گاه مردمِ سابقاً نجيب و پارسا هم ممکن است نتوانند خود را از آن برحذر بدارند. همه بايد به شدّت مراقب خويش باشيم و دوره‌‌ مسؤوليت خود را، حسنه‌اي ماندگار، و نه سيئه‌اي دامنگير، بسازيم.» در پايان تذکر اين نکته ضروري است که در بين نمايندگان مجلس ، انسان‌هاي شريف و گمنامي نيز هستند که به عهد خود با ملت وفادار مانده و با ساده‌زيستي مثال‌زدني به خدمتگزاري مشغولند.

 

جانباز شيميايي حجت‌الاسلام سيد جلال يحيي‌زاده (عضو کميسيون فرهنگي مجلس) نمونه‌اي از اين خدمتگزاران صادق و بي‌ادعا است؛

همو که در بدو ورودش به پارلمان گفته بود: در تهران، دغدغه سرپناه ندارم. نه مرا حاجتي به آپارتمان‌هاي سعادت‌آباد است و نه نيازي به مقرري چند صد هزار توماني و وديعه چند ميليوني براي اجاره خانه در تهران؛ طلبه‌ام و لابد براي شاگرد مکتب امام صادق عليه‌السلام جايي در يک مدرسه علميه پيدا مي‌شود... و چنين بود که در حجره‌اي از مدرسه مروي تهران اقامت گزيد.

او از جمله نمايندگاني است که هر هفته يکي دو روز را در ميان موکلان خود سپري مي‌کند، بي‌آنکه براي هر آمد و شد، هزينه سنگين سفر را بر دوش بيت‌المال نهد، کنار جاده مي‌ايستد، جلوي اتوبوس‌هاي عبوري دست بلند مي‌کند. سوارش مي‌کنند و چون مي‌شناسندش، فرصت را غنيمت شمرده، هر کس در دل ناگفته‌اي دارد، با وکيل خود در ميان مي‌گذارد و او از اين سفر کم‌هزينه خود، تحفه بسيار در سفره ملت و دولت به جا مي‌نهد. او گفته است اگر بخواهم با هواپيما به تهران بيايم، صرف‌نظر از هزينه هر سفر، زمان پروازها چنان است که از رسيدن در ساعت مقرر به مجلس باز مي‌مانم اما با اتوبوس شب در راهم و صبح اول وقت در مجلس حاضر. جالب اين که وي در حوزه انتخابيه خود نيز از حداقل امکانات استفاده مي‌کند و همچون دوران پيش از تصدي نمايندگي، با مرکبي بسيار ساده تردد مي‌کند. مرکبي ساده و ارزان به نام موتورسيکلت! راز محبوبيت بالاي امثال وي را نيز بايد در مردم‌داري و تعهد به خون شهدا و از جمله آن‌ها برادر شهيدش جست‌وجو کرد. به راستي آيا ساده‌زيستي اين‌چنيني براي ملت شيرين‌تر است يا دريافت مبالغ سنگين به عناوين گوناگون ؟


مرتضي رضاييان


نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 21:41 | لینک  | 

صنف‌گرايي و ساحت مقدس روحانيت؟!


امام خميني در رهنمودي فرمود: «خاك بر سر من اگر به خاطر روحاني‌بودن بخواهم از روحانيت دفاع كنم.» (نقل به مضمون) روحانيت وارث امامت و نبوت است. عنصر آلوده به اعمال حرام، به صرف «سهم‌دهي در دوران مسؤوليت» قابل دفاع نيست. پرداختن به اين امور جز ضربه‌زدن به مقام والاي روحانيت و ايجاد شبهة صنف‌گرايي روحانيت تا مرز دفاع از خاتمي، نه موجب بخشش خداوند است، نه ارادتمندان به روحانيت و مرجعيت آن را خواهند بخشيد.

1. نفس گفت‌وگوي يك روحاني، آنهم امام جمعه و جماعت با ننگين‌نامة «ليبرال دموكرات مسلمان» در اسم و «ليبرال» در رسم، كافي است تا دلبستگي و اگر نه وابستگي، مصاحبه شونده به جريان فكري مطرود ملت مسلمان روشن گردد. اميد آنكه اين مسأله به دانش و بينش ضعيف او باز گردد، كه المؤمن كيض.

2. ادبيات به كار رفته در اين گفت‌وگو يادآور ادبيات مخالفان امام خميني و يارانش، در دوران پيش از انقلاب است. عجبا كه در آخرالزمان و واژگوني معيارها، اين تكرار چگونه عيني مي‌شود. «جوانان تندرو» يعني نسل سوم انقلاب خميني، سلحشوران ولايتمدار كه گفتمان عدالت‌محور را نه در توسعة‌ هاشمي و اصلاحات خاتمي، كه در «منجي‌گرايانه منتظرانه» دنبال مي‌كنند، و اخراج مافياي قدرت و ثروت از عرصة حاكميت اسلامي را مدخلي براي رسيدن به آن انتخاب كرده‌اند. فاعتبروا يا اولي‌الاباب.

3.  تاكيد و تصريح گفت‌وگو كننده، بر انتخابات و قد علم كردن رقيبانه و جنگجويانه در آن به منظور شكست رقيبي كه گفتمان عدالت‌خواهانه و انتظارگرايانه‌اش را مطلوب نمي‌داند، نقطة عطف اين مصاحبه است. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

4. كشف اختراعي «جريان پاليزدار» و متهم نمودن تفكر ملت عدالت‌خواه و ضدمافيايي و تلويحاً منتسب كردن آن به دولت، هم پاسخ‌گويي در پيشگاه خداوند را مي‌طلبد، و هم مأمومين را به دقت بيشتر در اقتداي نمازشان وا مي‌دارد.

دروغ بزرگ «بيشتر بودن تحمل خاتمي» از احمدي‌نژاد در مقابل مخالفان نيز به امر فوق افزوده مي‌شود. اگر اين فرد از دستور خاتمي به سه وزارت‌خانه «كشور، اطلاعات و ارشاد» مبني بر تعقيب فاطمه رجبي به جرم نگاشتن مقاله‌اي خطاب به علماي حوزه‌هاي علميه بي‌اطلاع است، اما نمي‌تواند به عدم اطلاع از تحمل خاتمي در آخرين 16 آذر او در دانشگاه تهران را هم بهانه قرار دهد. اين امر در كنار حضور بي‌مانند احمدي‌نژاد در آخرين 16 آذر او در دانشگاه اميركبير و تحمل اوباش‌گري ايادي اصلاحات و تخريب بي‌امان سه‌ساله كه مقام معظم رهبري آن را جنگ رواني ناميدند، و نيز همين گفت‌وگوي كارگزاراني ! را اين دارندة لباس دين چگونه خداپسندانه مقايسه كرده است؟! كه يوم تبلي‌السرائر

5. اين فرد در گفت‌وگوي خود «جامعة روحانيت مبارز» را به منزلة جفتي براي حزب مشاركت تعريف كرده و شعار ويرانگر «ايران براي ايرانيان» آن حزب را برنامة‌ فكري و عملي جامعة روحانيت، اين‌گونه اعلان داشته است: «دغدغة جامعة روحانيت مبارز دغدغة تمام مردم ايران اعم از مسلمان، مسيحي، كليمي يا زرتشتي است. هر كس كه متعلق به اين سرزمين است، جامعة روحانيت دغدغة او را دارد.»

پناه بر خدا بايد برد. آيا اگر روزي روحانيت‌ستيزان، شعار اسلام منهاي روحانيت سردادند، امروز بايد شاهد آن بود كه عضوي از جامعة روحانيت مبارز، شعار «روحانيت منهاي اسلام» را سر دهد !؟

آيا خاستگاه و پايگاه جامعة روحانيت چنين تفكر يا گرايشي است؟ آيا «جوانان تندرو» جزو ايرانياني نيستند تا در كنار اقليت‌هاي ديني و خداي ناكرده فرقة ضالّة بهائيت، براي اين فرد مطرح باشند؟ آيا «باور منجي‌گرايانة اين جوانان شيعي» جرمي است كه آنها را حتي از «ايرانيّت» هم در نگاه اين فرد خارج مي‌سازد؟

4. «جوانان تندرو» با گفتمان انتظارگرايانه همان نسل پاك ولايتمداري است كه در 27 خرداد و سوم تير 84 با خيزش عليه مافيا، به برچيدگي بساط سهم‌خواهي، ويژه‌خواري و رانت‌جويي 27 ساله مافياگران پايان داد. آنها همان كساني هستند كه در شبه كودتاي دولت خاتمي در 18 تير 87 بسياري از نمازگزاران مساجد و ائمه جماعات را از هجوم جنايت‌بار ايادي خاتمي در آن روز حراست كردند. آيا پاداش آنها به صرف انتخاب رئيس‌جمهوري خارج از حلقة مافيا، خط و نشان كشيدن و توهين و اتهام است؟

راستي خوارج چه كساني هستند؟ خروج‌كنندگان بر وليّ و دولت مورد تاييد و حمايت او، يا مدافعان حريم ولايت در برابر مافياگران؟ آيا اين واژگونه‌سرايي هم از بدعت‌هاي آخرالزماني است؟

7. صنف‌گرايي از ساحت مقدس روحانيت به دور است. امام خميني در رهنمودي فرمود: «خاك بر سر من اگر به خاطر روحاني‌بودن بخواهم از روحانيت دفاع كنم.» (نقل به مضمون) روحانيت وارث امامت و نبوت است. عنصر آلوده به اعمال حرام، به صرف «سهم‌دهي در دوران مسؤوليت» قابل دفاع نيست. پرداختن به اين امور جز ضربه‌زدن به مقام والاي روحانيت  و ايجاد شبهة صنف‌گرايي روحانيت تا مرز دفاع از خاتمي، نه موجب بخشش خداوند است، نه ارادتمندان به روحانيت و مرجعيت آن را خواهند بخشيد. به راستي از منظر اين فرد، روحانيت پاسدار حريم شريعت است و يا با شريعت‌ستيزان در جنگ؟ يا خود را مدافع و حامي سياسي‌كاران قدرت‌طلب و ثروت‌اندوز مي‌داند! انا لله و انا اليه راجعون!

8. دولت احمدي‌نژاد پاك است و پاك‌دست. عدالت‌خواه است و انتظارگرا ! اين ويژگي در دولت‌هاي گذشته بي‌سابقه بوده است. چه مغرضان بخواهند و چه نخواهند «يك ملت آن را تاييد مي‌كند». مافيا در هم شكسته است. ابزار و تريبون‌هايش ناكارآمدند. مهدي‌ستيزي كار به جايي نمي‌برد. آيا 313 نفر هم در جنگ با مافيا از ميان «جوانان تندرو» باقي نخواهند ماند تا مهدي را در مصاف با سفيانيان ياور باشند؟

9. آبروي 1000 سالة روحانيت، آبروي شيعه است و حفظ آن بر همگان واجب. منافع و مطامع دنياپرستانه نبايد با اين آبرو بازي كند. جملاتي از تازه‌ترين اظهار نظر فقهاي اصيل و حقيقي حوزه‌هاي علميه در ارتباط با رئيس‌جمهور بايد مرور كرد. حضرت آْيت الله العظمي مكارم شيرازي اظهار داشته‌اند: «دولت نهم حامي نظام جمهوري اسلامي و طرفدار مكتب اهل بيت عليهم‌السلام است. دولت نهم به اصول پاي‌بند است و حسن نيت رئيس‌جمهور هم ثابت شده است. اگر هم اشتباهي در مجموعة دولت صورت گيرد، ناشي از اشتباه بدون سوء نيت است.» آيت الله سبحاني نيز ابراز داشته‌اند: «دولت نهم دولتي خدمتگذار است و بايد از آن تجليل كرد. دكتر احمدي‌نژاد ضمن احياي ادبيات انقلاب در كشور، روحي تازه در انقلابيون كشور ايجاد كرد.

با اين اظهارات «مرز ميان روحانيت و سياسي‌كاران، روحانيت و سهم‌خواهان، روحانيت و باج‌گيران، روحانيت و وابستگان به مافيا مشخص شده، و انگيزه‌هاي صرفاً دنياپرستانة اظهارات ستيزه‌گر افشا مي‌شود.

علاوه بر آن كه با توجه به تاييدات و حمايت‌هاي همه‌جانبه ولي بي‌سابقة مقام معظم رهبري از گفتمان عدالت‌محور و ابتكارهاي و تلاش‌ها و خدمتگذاري‌هاي رئيس‌جمهور، گفته‌هاي اين فرد، نه تنها بي‌ارزش است كه در تقابل با رهبري به نفع صاحبان قدرت و ثروت در گذشته است.

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا.

فاطمه رجبی

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 13:40 | لینک  | 
 

راه رجا بسته نيست احمدی نژاد ومیرحسین به کجا میروند ؟ مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم