اگر او مي آمد ، خاك انقلاب رابه توبره ميكشيدند

- من می گویم گفتمان عوض شده. یک پاراگراف از مطالب سابق خود بخوانم؛ «به یکی از دوستان گفتم مقاله یی بنویس در مورد پیروزی رقیب آقای احمدی نژاد در انتخابات و دلایل شکست شهردار تهران در انتخابات ریاست جمهوری. چنین مقاله یی نمی توانست سرمقاله یکی از مجله ها یا روزنامه های ضدانقلابی در چهارم تیر باشد و می توانست این طور شروع شود که شکست سنگین اصولگرایان در انتخابات نهم نشان داد انقلاب اسلامی به تاریخ پیوسته و جدایی دین از سیاست و حکومت در جامعه در حال گذر ایران امروز وارد مرحله تازه یی شده است
- اگر هاشمی رای می آورد با تبلیغاتی که شده بود، خاک انقلاب را به توبره می کشیدند. هیچ چیز باقی نمی گذاشتند
- ما فقط پشت سر رهبری هستیم. بین گزینه ها انتخاب می کنیم. بستگی دارد. ما گفتمان را باید حفظ کنیم. آقای احمدی نژاد نیروی گفتمان عدالت خواهی است و نه برعکس
- بحث افراط، بحث قدیمی است. وقتی عده یی ریختند لانه جاسوسی را گرفتند، گفتند آنها افراطی هستند. نیروهای انقلابی از هر دو طرف به افراط محکوم می شوند و از این نظر حضرات چپ و راست با هم متحد هستند و دستشان در دست هم است
- می گویم. افراط و تفریط اشکال دارد چون از حوزه اعتدال خارج است. چطور اگر کسی فریاد عدالت بزند و تندی هم بکند سریع به افراط متهم می شود اما اگر در مقابل ظلم و تبعیض و فقر سکوت کرد، به تفریط متهم نمی شود.
- یادش به خیر در ابرار که بودیم، دختری به دلیل نداشتن پول دارو، فوت کرده بود؛ هاجر نویدی. 15 سال داشت. روح الله بهرامی دو هفته رفت در روستاهای اطراف یاسوج گزارش مفصلی آورد که چهار صفحه ابرار کار شد و آن را تیتر یک کردیم . تیتر این بود؛ «جزئیات مرگ هاجر نویدی». آن زمان به خبرنگار دولت گفتیم از سخنگوی دولت بپرس موضع رئیس جمهور در مورد مرگ هاجر نویدی چیست؟ آقای رمضان زاده سخنگوی دولت بود. دوست ما گفت «یکی یکی سوال کردند، موضع آقای خاتمی در مورد احضار شیرین عبادی چیست. آقای رمضان زاده محکم و مفصل جواب داد. بعدی پرسید نظر شما در مورد بسته شدن فلان مجله چیست. به من که نوبت رسید گفتم موضع آقای خاتمی در مورد مرگ هاجر نویدی چیست. همه به من نگاه کردند و گفتند آخ جون قتل زنجیره یی جدید. هاجر نویدی روشنفکر بوده؟ و... آقای رمضان زاده پرسید هاجر نویدی که بوده؟ گفتم ما خبرش را زدیم، چطور ندیدید؟ دختر 15ساله یی که به دلیل نداشتن 500 تومان پول دارو فوت کرده. آقای رمضان زاده پوزخند زده که ببینید در دولت های مدرن تقسیم کار شده و...» یعنی شهروند درجه یک و دو به اعلا درجه وجود داشت
- در همان دوره ( دوم خرداد ) یادم هست اداره کل بهداشت و درمان نامه یی برای ما نوشت که تاریخی است. نوشته بود ای دروغگوها شما مخالف دولت دوم خرداد هستید. شما به دروغ نوشته اید که هاجر نویدی پیش چشم پدر و مادرش جان داده در حالی که آن روز پدرش خانه نبوده و او جلو چشم مادرش جان داده است،پس شما ضدخاتمی هستید

- یک ستون روزانه داشتیم به نام «از عدالتخانه چه خبر؟» یک روز صبح خانه بودم، مدیرکل روابط عمومی قوه قضائیه زنگ زد به من که چرا به مقدسات توهین می کنیم. گفتم چه شده، گفت صفحه اول را بخوانید. آقای هاشمی شاهرودی را نقد کرده بودیم که به جای سخنرانی به قوه بچسب. گفتیم از کی تا حالا آقای هاشمی شاهرودی شده مقدسات. وقتی فضا سیاسی است همه چیز سیاسی می شود.
- کابینه آقای احمدی نژاد در مقایسه با کابینه های قبلی کابینه اوپن تری بود. کابینه آقای هاشمی اصلاً نوچه های ایشان بودند
- ما معتقدیم مبنای انقلاب اسلامی آنقدر محکم و متقن است که براساس آن می شود نظام را نقد کرد و مطالبه جدی از دولت و حکومت داشت
- اگر الگوی نقد بومی و خودی شکل بگیرد بسیاری از معایب جناح راست و چپ را می شود علاج کرد و به سمت فضای بهتر برای طرح و حل مسائل کشور رفت
چه کسی کاندیدای ریاست جمهوری شود، آنقدر به او اعتقاد دارید که حتی بروید در ستاد او فعالیت کنید؟-
محمدعلی رجایی که شهید شد. باید ببینیم چه پیش می آید. وقتی کاندیداها بیایند تکلیف مشخص می شود. در انتخابات ریاست جمهوری، گفتمان برای من مهم تر است.
-اگر آقای هاشمی بیاید گفتمان مورد نظر شما را بگوید چطور؟-
آقای هاشمی نمی تواند بگوید، دیر شده است.
- آقای خاتمی چطور؟
آقای خاتمی که خدا حفظش کند
- طبق تعریف قرآن آیات آخر سوره مجادله حزب خدا کسانی هستند که اگر پدرشان، برادرشان و عشیره شان از اصول تخطی کند با او رودربایستی ندارند. با این تعریف اگر حزبی وجود داشته باشد به آن اعتقاد دارم .
متن خلا صه شده مصاحبه مفصل و سوم تیری وحید جلیلی در گفتگو با روزنامه اعتماد (قسمت اول )
می دانم اگر شما بیایید چه می شود !!؟

مصاحبه جالبی بود و البته مفصل. برای اینکه همه عزیزان بتونند این مصاحبه را بخوانند خلاصه ای مفید را از این مصاحبه( البته قسمت اول )را برای کسانی که حوصله خواندن اصل آن را ندارند انتخاب کردیم . حتما بخوانید !!
- «دین، همه دین است». به نظر من کل انقلاب اسلامی را در یک جمله خلاصه کنیم می شود همین جمله.
- در طول دفاع مقدس می شود گفت بهترین نمونه های خط امام را در میان کسانی می بینید که با تفکر بسیجی شناخته می شوند. شهید چمران را نگاه کنید، هیچ کس نمی تواند به ایشان بگوید راستی یا چپی است. شهید همت هم همین طور. شهید آوینی هم همین طور .
- بعد از دوره امام، دعوایی ( زرگري ) در گرفت بر سر دین که یک طرف آن با شعار مرگ بر بدحجاب شناخته می شد و طرف مقابل کسانی بودند که می گفتند «دین فربه تر از ایدئولوژی است»، «دین امر باطنی است»، «دین برای رازگشایی نیامده و برای حیرت افکنی آمده است.» این حرف های مشخصی بود که ایدئولوگ های آنها می گفتند.
- مردم دیدند دعوای خیلی سختی تحت عنوان نبرد بر سر دین در گرفته است. هر دو گروه هم می خواستند از دین دفاع کنند. یک گروه می گفتند شما دین را به سیاست آلوده کردید، ما می خواهیم از نزاهت دین دفاع کنیم. گفتند یک مشت فاشیست آمده اند. گروه مقابل هم می گفت ای لیبرال های خودفروخته. در ظاهر می دیدید جنگی در جریان است. آنقدر که من دیدم این دو، دو لبه یک قیچی بودند. دو لبه قیچی در ظاهر با هم می جنگند اما در عمل یک کار می کنند چون در یک جا به هم پیچ شده اند. همان تفکر ظاهرگرا و تفکر باطن گرا در یک نقطه به هم پیچ شده بودند. نقطه اتصال این بود که هر دو فردگرا بودند و در تقابل مطلق با تفکر حضرت امام که تفکر اجتماعی و جامعه گرا است؛ یعنی هر کدام از دو طرف که پیروز می شدند، در حقیقت تفکر امام شکست خورده بود.
- دوم خرداد حاصل این جنگ زرگری و تضعیف دوگانه اسلام ناب و اسلام امریکایی بود و مشغول کردن اقشار مذهبی به اسلام فردی، باطنی یا اسلام فردی ظاهری.
- -تفکر انقلاب این طور ریزش کرد که عده یی گفتند دین فربه تر از ایدئولوژی، گفتند دین فراتر از آن است که برای سیاست تعیین تکلیف کند. تفکر پویا و سیال حضرت امام در جامعه کم رنگ شد.
- . در مساجد هم عده یی آمدند، گفتند دینداری درست یعنی دینداری دهه 40 نه دینداری دهه 60 یعنی دینداری که محصور شود به دین عبادی فردی.
- در آن بمباران فضای افکار عمومی که یا باید به سمت لیبرالیسم میل می کردی یا درک ظاهرگرایانه قشری گرایانه از دین، آدم هایی مثل آوینی، چراغ را روشن نگه داشتند. البته بالاتر از همه اینها خود آقا (رهبری).
- در بدنه دولت ( كارگزاران) اتفاقات دیگری در جریان بود. من در سرمقاله ویژه نامه دولت (ماهنامه سوره، شماره 19، شهریور 84) نوشتم بارزترین جلوه اسلام متحجر در ایران کارگزاران است
- تحجر در نگاه امام یعنی فروکاستن دین به حوزه فردیت. وقتی اندیشه عدالت را از دین بگیرید، روح دین را از آن گرفته اید .
- وقتی نگاه می کردید ( كارگزاران) کسانی بودند که دین را در حوزه عبادی، فردی و اخلاقی محصور کرده بودند ولی باطن گرا بودند و اندیشه اجتماعی نداشتند. وقتی قدرت دستشان افتاد، اولین چیزی که گفتند، این بود که هر کسی به فکر خودش باشد، خدا به فکر همه هست.
- آقای هاشمی و یکسری اطرافیانشان زوم کرده بودند روی توزیع عادلانه فقر و هر کسی دم از عدالت می زد می گفتند، شما طرفدار توزیع عادلانه فقر هستید. ما گفتیم چه کسی تا حالا گفته توزیع عادلانه فقر. یک نفر را اسم ببرید که گفته ما طرفدار پیشرفت و توسعه نیستیم. می خواهیم جامعه فقیر بماند و فقر را عادلانه بین مردم توزیع کنیم. یک دشمن موهوم طرح می کردند و شروع می کردند به زدن آن. آقای مهاجرانی یادم هست مفصل راجع به این مباحث حرف می زدند. من نوشتم توزیع عادلانه فقر بد است اما توزیع ظالمانه فقر خوب است؟ جوری می گفتند که انگارآن طرف آن توزیع عادلانه ثروت است.
- موتلفه و کارگزاران آنقدر تفاوت ماهوی ندارند و درگیری ها حاشیه یی است. گرچه به نفع آنهاست که در ظاهر در جامعه به گونه یی تبلیغ کنند که ما با هم خیلی دشمن هستیم و در دو قطبی عجیب و غریبی هستیم.
- اگر اندیشه اسلام انقلابی که امام علمدار آن بود و نظام را براساس آن بنا کرده بود، امتداد پیدا می کرد، مشکل اساسی ما نمی شد فقر، فساد و تبعیض.
- رهبری سیگنال ها را خوب می داد اما واسطه هایی در کار بود که سیگنال ها را خنثی می کرد.
- (آقا سال 71 سه سخنرانی کردند اما انگار در بدنه حزب الله، اشتباه فهمیده شد ) اقا گفتند که منظور من از امر به معروف و نهی از منکر این نیست که بروید شمال شهر تهران به چند خانم بی حجاب گیر بدهید. امر به معروف و نهی از منکر را گفتند. احادیث امیرالمومنین را گفتند و ذکر کردند که امر به معروف و نهی از منکر هم سیاسی است، هم اقتصادی است و هم فرهنگی.
- دوم خرداد جنگ زرگری دیگری بود. آقای خاتمی 20 میلیون رای آورد یعنی از پیرزنان برقع پوش بشاگردی به آقای خاتمی رای دادند تا بچه سوسول های شهرک غرب، لذا در ابرار نوشتم جبهه اشغال شده دوم خرداد. اتفاقی که افتاد این بود که بخشی از کسانی که به آقای خاتمی رای داده بودند، کل دوم خرداد را به نفع خود مصادره کردند. می گفتند رای به خاتمی یعنی سبک زندگی شهرک غرب.
- در دوم خرداد 16 روزنامه در آوردند، 16 روزنامه در حقیقت یک روزنامه بود. 16 صدایی نبود.
-
گروهی از کسانی که به آقای خاتمی رای دادند امکان پیدا نکردند که به عنوان دوم خردادی حرف بزنند. برخی دوستان خودم را اسم ببرم. دکتر کوشکی، کسی است که به خاتمی رای داده. هم دانشگاهی بودیم.
- رهبری وقتی بحث جنبش نرم افزاری را مطرح می کند، در کنار آن می گوید نهضت آزاداندیش. در بازخواستی که از شورای عالی انقلاب فرهنگی کردند، گفتند در مورد جنبش نرم افزاری کارهایی کردید، اما در مورد بحث آزاداندیشی چه کردید. گفتند من از شما گلایه دارم.
- بزرگ ترین رانت تاریخ مطبوعات خاورمیانه را شرقی ها ( اهالي روزنامه شرق ) خوردند.
- چطور بین هاشمی و احمدی نژاد به احمدی نژاد رای دادید؟ این که سوال ندارد.
- انتخابات سوم تیر خیلی انتخابات عقلانی بود. آرایی که به احمدی نژاد داده شد هم خیلی عقلانی بود.
- آقای مرعشی که آمد، گفت؛ اصلاً تو به چه جراتی به خودت اجازه دادی در مقابل شخصیتی مثل رفسنجانی کاندیدا شوی که آقای کلهر به او گفت، دوره قاجار و قوام السلطنه گذشته است.
- یک خاطره یکی از دوستان گفت، شب آخر در میادین شلوغ بود. در میدان ولیعصر مردم آمده بودند و بحث می کردند. از ستاد احمدی نژاد تیم ولیعصر بچه های دانشگاه شریف بودند. از دوم خردادی ها هم گروهی بودند. یکی از دوم خردادی ها برای یک دختر بی حجاب پرحرارت می گفت که «می دانید اگر احمدی نژاد بیاید چه می شود؟» دختر خیلی محکم جواب می دهد؛ «نمی دانم اما می دانم اگر شما بیایید چه می شود.»
- دوم خرداد کاری کرده بود که دانشجو مساوی است با دوم خردادی یا لیبرال اما یکدفعه شب آخر تبلیغات دانشجویان دانشگاه های مختلف به میادین مختلف رفتند. دانشجو بودند، جوان بودند اما لیبرال و دوم خردادی نبودند. به شدت عدالتخواه بودند. این چیزی بود که دوم خرداد 8 سال تلاش کرده بود، بپوشاند. آنقدر دروغ گفته بودند که خودشان باورشان شده بود.
- یکی از اشتباهات استراتژیک دوم خردادی ها دروغی بود که به خودشان گفتند. پروپاگاندا انجام داده بودند که طرف جرات نکند، بگوید من روشنفکر و دانشجو هستم اما بگوید طرفدار انقلاب و ولایت فقیه هستم .
- دوم خردادی ها این کارها را می کردند بعد به احمدی نژاد می گفتند ای پوپولیست. احمدی نژاد کی بادکنک هوا کرد و کنسرت گذاشت؟ اینها شیوه های انتخاب عقلانی است یا سوار شدن بر موج احساسات مردم. روی پلاکارد نوشته بودند «برای مقابله با وحشت و اختناق به هاشمی رای می دهیم.» الان دوره اختناق و وحشت است؟
-
ما را کسی از سوره بیرون کرد که به هاشمی نزدیک بود. آقای بنیانیان تفکر هاشمی چی داشت. تفکر کارگزار و تکنوکرات داشت. نمی خواهم از تیم فرهنگی احمدی نژاد دفاع کنم، به آنها هم نقد دارم .
- به احمدی نژاد به شدیدترین شکل حمله می کنند. من طرفدار این هستم. باید نقد باشد اما به شرط ها و شروط ها .
- کسانی ما را تحمل نکردند که با دولت مرزبندی دارند. تیپ خاموشی. خاموشی دست راست آقای قالیباف بود و می خواست معاون اول قالیباف بشود. خاموشی رئیس سازمان تبلیغات.
- ترجیح می دهم نقد دولت را در فضای فکری خودمان انجام بدهیم. کمااینکه انجام هم دادیم.
- بعد از 16 سال که غلبه با تفکرات تکنوکرات و سکولار بود، دولت افتاده دست گفتمانی به نام گفتمان عدالت گرا. وقتی دور دوم به احمدی نژاد رای دادند یعنی آقای احمدی نژاد، ما ضعف های تو را می دانیم، اما با این همه تو را ترجیح دادیم به گزینه لیبرال سرمایه داری. بنابراین باید تحمل کنیم .
- الان عدالت بهتر در جریان است نسبت به وقتی که آقای هاشمی می آمد؟ اصلاً حرف آقای هاشمی را نزنید.
- خیلی خوب است که دوم خردادی ها به این نتیجه رسیدند که مردم، موجوداتی هستند که مشکلات معیشتی هم دارند.
- کار به جایی رسیده که احمدی نژاد هر گزینه یی انتخاب کند، آن طرفش را می گیرند.
ادامه دارد...
اینها قابل مقایسه نیستند !!؟

با مقایسه انتخابات ۲ خرداد ۷۶ و۳ تیر ۸۴ ومقایسه شخصیت رییس جمهور هردودوره، فضای سیاسی هر دودوره به مواردی در مورد مقایسه آقای خاتمی ودکتر احمدی نژاد پرداختم
۱-خاتمی در شرایطی سر کار آمد که قبل از آن از گفتمان اصلاحات واصلاح طلبی خبری نبود وبالطبع برای مردم تازگی داشت وامتحان پس نداده بود. ولی احمدی نژاد بعد از تولد گفتمان اصولگرایی وبا این گفتمان سر کار آمد. گفتمانی که به زعم برخی سیاسیون طاقت رقابت با طیف دگر اندیشان ومافیای قدرت ثروت را ندارد. خاتمی را معرفی کردند ولی احمدی نژاد خود را معرفی کرد. خاتمی را جلو فرستادند وحمایت شدید شد ولی احمدی نژ د جلو آمد وحمایت خاصی نشد
۲-طرفداران خاتمی را ۲ خردادی وطرفداران احمدی نژاد را احمدی نژادی می گویند. در حالت اول خاتمی نماینده اصلاحات بود وذیل این عنوان بود ولی احمدی نزاد نماد و جامع اصولگرایی بود وبا آن عجین شده
۳-به مرور که گذشت اصلاخات لیدر ورهبران بسیار پیداکرد و از خاتمی جلو افتاده وعبور کردند زیرا اولا به خاتمی وشعارهایش اعتقادی نداشتند وثانیا از بسیار ی جوانب از وی برتر بودند. ولی احمدی نژاد با گذشت زمان جایگاه مستحکمی در اصولگرایی یافت و به نوعی معرف اصولگرایی ناب بود. اصلاحات تعریف جامع ومشخصات خاصی نداشت وهر کسی از ظن خود شد یار من ولی اصولگرایی از ابتدای تولد تا ۳ تیر و بعد از آن مرتب پالایش شده تا به وحدت برسد.
۴- کسانی که خاتمی را از لحاظ سیاسی، مطبوعاتی، حزبی و.. معرفی می کردند به مراتب از وی قویتر بوده در جنبه های مختلف، وبی ارادگی خاتمی در برخورد با تخلفات ومواضع غیر اصولی اطرافیان ناشی از این امر بود ولی احمدی نژاد در بازی قدرت بین بزرگان اصولگرا به قدرت رسید ونشان داده که در برخورد با تخلفات ومواضع غیر اصولی از هیچ گروه یا حزبی ابا ندارد.
۵- خاتمی وامدار احزاب بود وحامیان چالش سازی داشت که بعضا گریبان خودش را نیز می گرفتند ولی احمدی نژاد وامدار احزاب نبود وبه حزب بازی رایج اعتقادی ندارد وبه چالشی جدی برای مخالفانش تبدیل شده است.
۶- در جبهه اصلاحات رهبر جبهه بالاترین مرجع فکری ومعنوی به حساب می آمد که به خاطر بازی قدرت در این جبهه ونبود کاریزمای لازم شاهدیم که هیچگونه پایبندی به این رهبر درمواقع حساس وجود ندارد ودر صورت فروپاشی وتجزیه این جبهه به چند گروه، هر لیدر توانست قسمتی از جبهه را به سمت خود ببرد وبه جزایر جدا از هم تبدیل شوند. به همین دلیل شاهدیم که بعد از هر شکست سیاسی، این جبهه به جای باز تعریف هویت وارایه مانیفیست فکری، عقیدتی و ریشه یابی مشکلات، شروع به مقصر یابی می کنند ودر این میان چهره های جدیدی به عنوان رهبر اصلاحات! ظهور می کنند. این جبهه به علت ضعف شدید در بعد ولایتمداری به مرور دچار فرسودگی فکری، عقیدتی و تشکیلاتی شده وخواهد شد. ولی اصولگرایی احمدی نژادی خود را زیر مجموعه جریان سیال وجاری خط امام ورهبری وادامه دهنده انقلاب اسلامی می دانند تا علاوه بر دشمن تراشی در داخل با دشمنان خارجی نیز مرزبندی دقیق داشته باشند
۷- در تفکر اصلاخات که حاصل یک رجعت تاریخی و فکری به قرون وسطی وحتی عقبتر بود وبا توجه به اینکه غرب بعد از لیبرالیم ونئولیرالیسم وارد پست مدرن شد، این بلای فروپاشی عقیدتی وبی مایگی فکری نیز دامن اصلاحات را گرفت و شاهد شعارهایی همچون خروج از حاکمیت وحمله شدی با مبانی نظام و اسلام ودر حال حاضر نیز حمله به مبانی فکری خود هستند. ولی در تفکر اصولگرایی مبتنی بر انقلاب اسلامی ما شاهد تحول وتجدیدی حیات فکری- عقیدتی به مرور زمان برای حرکت به سمت بهبود وپالایش برای خااص شدن هستیم. حرکت در مراحل ۵گانه تمدن ساز ی اسلامی. این حرکت به مانند گذشت سال ورسیدن بهار می باشد. جبهه اصولگرایی دارای بهار وبهارها می باشد. در صورتیکه بهار اصلاحات به پایان رسیده و کماکان در خزان به سر می برند. حرکت اصلاحات بر خلاف جریان اصیل وفطری انقلاب اسلامی است پس با فاصله گرفتن از این جریان به سرنوشت دیگر جریانات مخالف انقلاب دچار خواهد شد.
۸-اصلاحات در میتینگها ومطبوعات بود ولی اصولگرایی در روح تاریخ، فلسفه تاریخ جاری شده وبه حرکت تکاملی خود وزیر سوال بردن تئوریهای جامعه شناسان غربی وفلسفه جبر تاریخ ادامه می دهد.
۹- اصلاحات درکنار تکیه به مردم سعی داشت نگاه جهانی مبتنی بررئالیسم در سیاست خارجی وپذیرش هژمون را داشته باشد یعنی نوعی رجعت تاریخی از نوع مدرن به دوران قاجار وپهلوی ولی در اصولگرایی احمدی نزادی به بومی سازی وبوم باوری رسده ایم واصولگرایی نوعی تسویه حساب تاریخی با جهانی سازی فرهنگ- سیاست واندیشه غربی می باشد . تسویه حسابی برای معرفی کردن وقبولاندن خود به عنوان یک جریان اصیل فکری به جهان. ۳ تیر ناقوس مرگ مدرنیته است.
۱۰- شعارهای اصلاحات چند پهلو ومبهم بود و درراستای همراهی فکری عقیدتی با آموزه های لیبرالیسم برای ایجاد التقاط اسلامی ولی شعارهای برآمده از ۳ تیر ملموس وعینی وزنگ خطری برای قدرتهای جهان واندیشه های غربی بود. علت اهتمام دولت نهم در بعد پرونده هسته ای تلاشی برای قبولاندن روحیه به یغما برده عزت ایرانی اسلامی به جهان هژمون می باشد. زیر سوال بردن هولو کاست وجدیت در پرونده هسته ای آغازی برپایان دهه ها تئوری بافی وتحلیلهای رئالیستی سیاست خارجی. آغازی برای پی ریزی مبانی سیاست خارجی اسلامی
با تشکر ازوبلاگ ادواردو