پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387
از مانورتجمل تا زندگی قسطی
۱۸ آبان ۱۳۶۹حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت و امام جمعه موقت تهران، در خطبه های نمازجمعه، از «مانور تجمل» می گوید. منظور او از «مانور تجمل»، توجه به ظواهر زندگی اجتماعی و پرهیز از زندگی فقیرانه و درویش مسلکانه بود. هاشمی، برای گفته خود، از صدر اسلام دلیل آورد. او گفت که: پیامبر اسلام(ص) برای هر یک از زنان خود، منزل جداگانه ای داشت. در حالی که دیگران از چنین امتیازی بی بهره بودند.
مقصود هاشمی از این بیان، برشمردن اهمیت به ظاهر، بخصوص از سوی منتسبان به حکومت بود. او در آن روز از «زهد فروشی» نیز گفت و کسانی را که با ظاهر نامناسب خود، ادعای ساده زیستی می کردند، به باد انتقاد گرفته و تلویحاً از حزب اللهی ها خواست تا اندکی به وضع ظاهر خود برسند. منطق هاشمی در این فقره این بود که ایران به عنوان ام القرای ممالک اسلامی و جمهوری اسلامی به عنوان یگانه نظام دینی، نباید اثری از فقر و فلاکت در خود داشته باشد.
«مانور تجمل» اشاره به این داشت که «هر چند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوه هایی از «تجمل» در چهره کشور و مسوولین حاکمیتی رویت شود».
از آن روز استارت زده شد. لباس های ساده دوران جنگ کنار نهاده شدند. کت و شلوارهای مرتب و اطو کشیده، یقه های تا خرخره بسته و سر و صورت تر و تمیز، از مشخصه های مدیران دولتی شد. ساختمان های کهنه، رنگ و رو عوض کردند و دکورها زیباتر و جذاب تر شدند. مبل های اشرافی برای پذیرایی میهمانان خارجی مرسوم شد. روابط صاحب منصبان و مردم، شکلی کاملاً رسمی و بوروکراتیک یافت. دیگر از «برادری» خبری نبود. «مردم داری» واژه ای غریب و نامانوس و مخالف «نظم» جلوه کرد.
به هر ترتیبی بود باید ذهن جهانیان را از فقرا و سکونت گاه های مخروبه و بدقواره شان منحرف می کردند تا مبادا نگاه بیگانگان نسبت به جمهوری اسلامی، «منفی» باشد!
برج های خوش ساخت و آسمانخراش های چشم نواز قد برافراشتند. و براستی که هرکس برج میلاد را با آن عظمت ببیند، دیگر سراغی از حلبی آباد و خرابه ها نمی گیرد!! زندگی های لوکس هر روز در تلویزیون و روزنامه ها تبلیغ می شد. شهرداری تهران، با انتشار روزنامه تمامرنگی «همشهری»، پنجره جدیدی به دنیای «قشنگ» و «از همه رنگ» گشود. تازه مردم داشتند «زندگی» را می فهمیدند. ای دل غافل! این همه زیبایی و لذت وجود داشت و ما خود را از آنها محروم کرده بودیم!
مانور تجمل» کار خودش را کرده بود. ذائقه مردم کاملاً دگرگون شده بود. «ساده زیستی» و «قناعت» به «زهدفروشی» و «تظاهر به تقوا» تعبیر می شد. همه حالشان از این واژه ها به هم می خورد.
برای «فقرزدایی»، هتل های زیبا با مهمانسراها و استخرهای مجلل بنیاد نهاده شد. کیش و قشم، به منطقه عملیاتی «مانور تجمل» مبدل شدند. صاحب منصبانی که روزگاری بدون مردم هیچ بودند، تعطیلاتشان را در ویلاهای فرح انگیز شمال و جنوب می گذراندند.
برای آنکه چهره فقر از شهرها رخت بربندد، شروع به نماسازی کردند. آپارتمان های شیک و خوش رنگ، همچون حصاری، مناطق بدچهره و درهم ریخته را از چشم ها نهان کردند. «پیکان»، که نشانگر «زهد فروشی» بود، جای خود را به خودروهای گرانقیمت و چشم نواز داد تا «مسوول در جمهوری اسلامی»، «ابهت» داشته باشد. تا «شوکت» داشته داشته باشد. تا «عزت» داشته باشد.
این روحیات «شوکت پرستانه» به لایه های توده جماعت نیز وارد شد. مردم وارد مسابقه سختی شدند. مسابقه «مصرف» و «تظاهر به داشتن».
فقر ریشه کن نشد و رنگ عوض کرد. اگر آن روز لباس های مردم چروکیده بود و فقیر بودند، امروز لباس هایشان اطو کشیده است و باز هم فقیرند. اگر آن روز تلویزیون سیاه و سفید نداشتند و احساس فقر می کردند، امروز تلویزیون رنگی صفحه مسطح دارند و باز هم احساس فقر می کنند. اگر …
دیگر همه از اینکه در نگاه دیگران «ندار» جلوه کنند خجالت می کشیدند. دولت نیز به مساعدت برخاست. انواع تسهیلات برای خرید لوازم لوکس و «با کلاس» اعطا می شد. «زندگی قسطی» رونق گرفت. همه بدهکار بانک ها شدند ولی در عوض، مشتی «خیال خوش» و ظاهر تر و تمیز نصیب جماعت شد.
فقر ریشه کن نشد و رنگ عوض کرد. اگر آن روز لباس های مردم چروکیده بود و فقیر بودند، امروز لباس هایشان اطو کشیده است و باز هم فقیرند. اگر آن روز تلویزیون سیاه و سفید نداشتند و احساس فقر می کردند، امروز تلویزیون رنگی صفحه مسطح دارند و باز هم احساس فقر می کنند. اگر آن روز در صف تلفن عمومی می ایستادند و فقیر بودند، امروز همگی تلفن همراه دارند و باز هم فقیرند. اگر آن روز از اینکه هر روز مسیر خانه تا محل کار را پیاده طی کنند، احساس «نداری» می کردند، امروز همه خودروی شخصی دارند و باز هم احساس «نداشتن» دارند. چرا؟
چون تظاهر به «رفاه»می کنند. چون «مانور تجمل» می دهند. مردم «خیال» می کنند که خوشند. با چند اسباب بازی لوکس و فریبنده، سرشان کلاه رفته و فکر می کنند این گونه «خوش به حالشان» است.
آری «مانور تجمل» کار خودش را کرده است. مردم به هیچ روی حاضر به عدول از این زندگی «توهم آمیز» نیستند. ای کاش آن روز که از سنت پیامبر(ص) گفته می شد، برگ دیگری از سنت رسول(ص) نیز می گشودند تا عیان شود که «تظاهر به تجمل» همان قدر زشت است که «تظاهر به فقر». «تفاخر به ثروت» همانقدر ناپسند است که «تظاهر به زهد».
ای کاش… (جام نیوز)


نمیدونم ربطی داره یا نه !! شما بگید...




نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 22:32 |
لینک
|
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
مسئولان شيرازي ،كلكسيون بي تدبيري و بي برنامگي

حادثه مرگبار انفجار در حسینیه سید الشهدای (ع) شیراز، از یک سو بسیاری از مردم شیراز را در عزای عزیزانشان نشاند و از سوی دیگر، مردم ایران را با ابهاماتی جدی درباره علت این رویداد تلخ مواجه ساخت.
در این حادثه متاسفانه، سیستم اطلاع رسانی رسمی از همان ابتدای ماجرا، عملکرد آمیخته با تردیدی نسبت به این واقعه از خود بروز داد.
ابتدا صدا و سیما، با سکوت اولیه خود باعث شد بسیاری از کاربران اینترنتی و تماشاگران شبکه های ماهواره ای که خبر را دریافت کرده بودند، پس از عدم انتشار خبر در صدا و سیما در صحت آن تردید کنند زیرا این سوال مطرح بود که مگر می شود اتفاقی به این مهمی در کشور رخ دهد ولی صدا و سیما با قطع برنامه های عادیش آن را به عنوان یک خبر ویژه در صدر اخبارش ننشاند؟
قطعا وقتی عالم و آدم از این انفجار خبردار شده بودند، سران رسانه ملی هم در جریان ماجرا بوده اند ولی تاخیر آنها در اعلام خبر و سپس جدی نگرفتن آن، می تواند نشانه ای باشد از این که در فاصله انفجار تا انتشار، مسائلی که هنوز برای مردم مبهم است در رسانه ملی مطرح و احتمالا به قول خودشان مصلحت اندیشی شده است که البته جای سوال دارد.
گذشته از این، هر چند در ابتدا، مقامات محلی و از جمله فرمانده انتظامی شیراز در تبیین ماجرا از عبارت "بمبگذاری" استفاده کردند ولی پس از چند ساعت، بناگاه اعلام شد که گزینه بمبگذاری منتفی است!
این در حالی است که مسئولان حسینیه، تاکید دارند که قطعا بمبگذاری بود و حتی حجت الاسلام انجوی نژاد، به نقل از آیت ا... حائری شیرازی امام جمعه شیراز ،در سایت کانون ره پویان وصال ،اعلام کرده است که حادثه، قطعا بمبگذاری بوده است.
کسانی که از دیشب تاکنون تکرار می کنند که حادثه تروریستی نبوده، مدعی اند در این حسینیه، نمایشگاهی مربوط به دفاع مقدس برگزار می شده و مهمات موجود در این نمایشگاه منفجر شده و آن حادثه را به وجود آورده است.
در این باره نیز چند سوال وجود دارد: اول اینکه مگر در نمایشگاه، آن هم در مرکز شهر و در یک حسینیه پرجمعیت، بمب و مهمات جنگی واقعی می آورند و بعد هم آن را به حال خود رها می کنند تا درست در وسط برنامه یک هیات آکنده از مردم، منفجر شود؟
وانگهی به فرض اینکه چنین مهماتی را به محل آورده بودند، چرا پس از نمایشگاه، آنها را با خود نبرده اند؟ مگر نهادهای نظامی اینقدر بی حساب و کتاب هستند که مهمات را تحویل نمایشگاه بدهند و سپس یادشان برود که آن را پس بگیرند؟ قطعا اینگونه نیست.
به راستی آیا جمعیت حاضر در هیات، درست در کنار این مهمات ها عزاداری می کردند؟ آیا عقل سلیم چنین تصویری را می پذیرد؟
به علاوه ، گفته می شود منظور از نمایشگاه دفاع مقدس ، یادمان شهدایی بوده است که در گوشه ای از حسینیه برپا بوده و در آن چند گونی خاک و پوتین و سربند و چیزهایی از این قبیل وجود داشته و آن طور که متولی هیات و رئیس کانون نیز به صراحت گفته ، در این حسینیه، مواد منفجره ای وجود نداشته و در این میان شدت انفجار نیز مورد توجه است. اگر آنگونه که بعضا گفته می شود انفجار گلوله خمپاره موجود در نمایشگاه باعث این اتفاق بوده است، باید پرسید از کی تا حالا یک گلوله خمپاره می تواند بیش از 200 کشته و مجروح و این همه خرابی برجای بگذارد؟ این حجم از تلفات، با قربانیان اقدامات تروریستی بزرگ در عراق همخوانی بیشتری دارد تا آنکه آن را صرفا یک حادثه بدانیم. (مرکز انفجارکه یادمان شهدا بود، در عکس مشخص شده است)
حتی گفته شده است که انفجار کپسول گاز باعث این انفجار بوده که به گفته برخی از اعضای هیات، اساسا در حسینیه ای که لوله کشی گاز شده است، کپسولی وجود نداشته که منفجر شود.
گذشته از اینها، مطالبی در رسانه ها و میان مردم رد و بدل می شود که این حادثه با تقابل این کانون با بهائیت یا با اعدام دو تن از موسوی های گروه جند ا... در زندان زاهدان ارتباط دارد که بهتر است مسئولان در این باره نیز اطلاع رسانی کنند.
البته، عرض این نوشتار اثبات تروریستی بودن حادثه و اینکه قطعا بمبگذاری بوده است، نیست. ما نیز امیدواریم همانطور که مسئولان گفته اند، آنچه روی داده، صرفا حادثه باشد زیرا هیچ کس دوست ندارد خبردار شود که تروریست ها به اندازه ای جسور شده اند که در قلب کشور، اقدام به کشتاری به این بزرگی می کنند؛ ولی به هر حال سوال ها و ابهاماتی وجود دارد که اگر مسئولان بدان ها جواب ندهند، قطعا رسانه های خارجی، گزینه های مطلوب خود را به عنوان پاسخ نهایی به مردم خواهند. (عصز ايران)
اخبار مرتبط :
سانسور حیرت انگیز انفجار شیراز در رسانه ملی!
جزئيات جديد از انفجار حسينيه سيدالشهداء(ع) شيراز
قول قائم مقام صدا و سیما درباره پیگیری علت کم توجهی رسانه ملی به حادثه شیراز!!!
جزئیات انفجار دیشب شیراز به روایت انجوي نژاد
اتفاق يا انفجار؟
فیلم لحظه انفجار شیراز
پیام آیتالله حایری درباره انفجار شیراز
'انفجار شیراز قطعا بمبگذاری بوده است'
علت انفجار شيراز؛ بمب دست ساز در يك كيف سامسونت
تصاوير محل انفجار و مجروحان حادثه شيراز
تحليل رسانه هاي خارجي از انفجار اخير در شيراز
انفجار بمبِ توصيف كردن يك رويداد
انفجار بمب در شیراز، بیش از 50 شهید و زخمی
حادثه شيراز قطعا اتفاقي رخ داده است !!!
ناگفتههای امام جمعه شیراز و حجتالاسلام انجوینژاد از واقعه
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 23:6 |
لینک
|