چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
نامه ای برای یادآوری
از «مسجد آتشی ها» تا «آتشی های مسجد»
با یاد خدا و برای دفاع از تمامی فرزندانی که به واسطه مرید بازی چشم و گوش بسته شما در مقابل خانواده هایشان قرار گرفته اند می نویسم. از گذشته تاریک نوجوانی و جوانی خود می نویسم به پاس خون شهیدان و برای آگاهی تمام نسل سومی هایی که در زندان خبری حوزه ـ به اصطلاح اباصالح ـ یا حوزه بالا با اخبار یکسویه فریب داده می شوند. آنانی که حتی برای شنیدن اخبار یا سر زدن به پدران و مادرانشان باید اذن آقای حاجی (پسر مرحوم شیخ نجابت ) را در دست داشته باشند. گذشته من عبرتی است برای کسانی که می خواهند با تکیه بر آیه شریفه فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه آینده خود را بسازند.
استاد دیروز اخلاق ما مواضع اخیر شما و بیانیه هایتان همان قدر که برای شبکه های bbcانگلیسی و voa آمریکایی و العربیة وهابی باعث حیرت و خوشحالی بوده است برای دوستداران و طلاب آگاه گذشته شما نیز شگفتی و تأسف عمیق دربرداشت. راستی شما را چه شده است؟ راستی ما را چه شده بود؟ ما را چه در سر بود که این همه سال ، شما برای ما معیار حق شده بودید و همه اشتباهات شما را توجیه می کردیم؟ امروز که به سالیان گذشته می نگرم از اعماق جان از حضرت صاحب الزمان (عج) عذر می خواهم که با حضور در مسجد شما ،دل نائبش حضرت امام خمینی را خون کرده بودم. راستی چرا ما از همان ابتدا، راه تعرض به نائب امام زمان را بر شما نبستیم؟ شما که می فرمایید : فقیه اعدل و افقه ولایت مطلقه دارد پس چرا نماینده حضرت امام را کتک زدید؟ یادتان می آید آقای دستغیب؟ زمانی که آیت الله دستغیب شهید شده و فرزند ارشد ایشان هم چندان داعیه ای نداشت اما خواهرزاده شهید دستغیب یعنی حضرتعالی از این که حضرت امام، آیت الله حائری شیرازی را به عنوان نماینده خود و امام جمعه شیراز منصوب نموده بود اظهار ناراحتی می کردید. آنجا بود که تقریبا بدین مضمون اشاره فرمودید که در عزل و نصب ها باید به نظر مردم توجه کرد واین بحث ریشه روایی داردو... آن روز آنچنان طلابتان را به هیجان آوردید که با ورود نماینده حضرت امام، با حمله به او عمامه از سرش کندند و او را مضروب کردند.
حضرت آقا یادتان هست طلاب شما اعلامیه هایی پخش می کردند که نماینده امام را به 17 دلیل فاسق معرفی می کرد؟؟ یادتان هست نماز جمعه ای را که امام از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی خواند به استخفاف گرفتید و طلابتان در خطبه های متعدد اقدام به برهم زدن نماز جمعه و ایجاد دودستگی نمودند؟ آقای دستغیب یادتان هست زمانی که امام خمینی بزرگوارانه ، برای اتمام بهانه جویی های اطرافیانتان، آیت الله جنتی را به عنوان حکم بین شما و آیت الله حائری فرستادند ، مریدان شما به سوی وی نعلین پرت کردند و ایشان را تحقیر کردند؟ آیا این افراد که همیشه پیشاپیش تصمیمشان را گرفته اند می توان به درست یا نادرست بودن چیزی همچون صحت انتخابات متقاعد ساخت؟ مطمئن هستم طلاب شما و مردم شیراز آن قدر این مطالب به یادشان هست که کسی به خود اجازه انکار ندهد
آقای دستغیب شهید حدائق چند ماه قبل از شهادت شما را مخاطب قرار داد که ما از سید علی اصغر (دستغیب) شنیده ایم که امام همه را دعوت به سکوت کرده؛ چرا شما همچنان دعوت به اختلاف می کنید..؟ آقا یادتان هست برخورد شما و مریدانتان با وی ، او را کاملا منزوی نمود تا این که با شهادتش سیاست گذاران مسجد آتشی ها با خیال آسوده توانستند عکس وی را در لیست شهدای مصادره ای مسجد، درج کند؟ آیا شهیدان روزی طلب نیز چنین سرگذشت و سرانجامی نداشتند؟ آقای دستغیب شما و آقای حاجی ، من و سایر طلابتان را در یک چهار دیواری به نام حوزه ابا صالح یا حوزه بالا محصور کرده بودید که نکند به ذهن ما برسد که افرادی به جز سید علی محمد و شیخ محمد تقی هم در ایران صاحب حوزه اند. آقای دستغیب امام علی (ع) فرمودند: هیچ چیز برای ایمان فرد از صدای پای مریدانی که در پی او می آیند زیان بارتر نیست. آقای دستغیب ما کوچکتر از آنیم که افراد را در خود نگه داریم؛ باید مخلوقات را به خالقشان وصل کرد. آقا مگر خدا واجب کرده که طلاب شما برای کوچکترین کارهایشان نیازمند استخاره شما باشند؟ آقای دستغیب به طلاب و مریدانتان یاد بدهید که خود استخاره بگیرند اصلا به آنها یاد دهید که براساس گفته و سیره اهل بیت (ع) عقل هدیه الهی است و می تواند به عنوان پیامبر درونی راه را بر سالکان طریق حق بنمایاند
آقای دستغیب شما که برای کتک خوردن چند آشوبگر احساس تکلیف کرده، آزرده می شوید و سخنرانی کرده و بیانیه می دهید بهترنبود بیانیه تان را زمانی صادر می کردید که طلاب شما بی رحمانه یک جوان را به جرم پرسش در مسجدتان مضروب کردند؟ آیا بهتر نبود که در آن سخنرانی تبلیغاتی میرحسین ، نمازگزاران مسجد آتشیها ، لا اقل به عنوان پز تحمل مخالف ، یک پرسشگر را در خانه خدا تحمل می کردند؟ شما که با ظنّ و گمان نماز جمعه را تعطیل کردید بهتر نیست که در این موارد به تذکری ساده بسنده نکرده و مسجد و حوزه این چنینی را تعطیل کنید؟( آخر من می دانم که حضرتعالی از بسیاری از اخبار دور و ورتان یا تحلیل واقعی آنها بی خبرید. ) طلاب شما چطور به خود اجازه دادند که در حریم مقدس مسجد و در انظار عمومی ـ و نه به فرموده خودتان در یک پس و پناه یا او زیرو ـ یک جوان 17 ساله را دسته جمعی آماج کتک خود قرار دهند؟ چه چیز خیال آنها را از عقاب الهی راحت می کند؟ آیا طلاب شما همین قدر که طوق ارادت شما را به گردن داشته باشند از دایره حدود الهی خارج می شوند؟ متأسفانه باید بگویم آنها این گونه می اندیشند و به فرموده خودتان این نوع تفکر ، تفکر یهود بوده است (لیس بامانیکم و لا امانی اهل الکتاب).
آقای دستغیب جوانان آرمانی دهه شصت را به یاد دارید؟ کدام مسجد گروه های موتوری و پیاده راه می انداخت تا مردم نا آگاه آن زمان را به طرز فجیعی نهی از منکر کنند؟ آن زمان که بچه های مسجد آتشی ها با افتخار موهای زنان بدحجاب را قیچی می کردند، احساس تکلیف نمی کردید؟ فکر می کنید مردم شیراز رنگ کردن دستهای مردان آستین کوتاه را از یاد برده اند؟ اصلا کدام جوان حزب اللهی را می شناسید که از مسجد شما بریده باشد و این اظهار برائت کار دست او نداده باشد؟ آقای دستغیب در اردیبهشت 76 مریدان شما، فرزند یکی از شهدای مصادره ای مسجد را ـ که از آقای ری شهری طرفداری کرده بود- چنان زدند که سر وی شکست. آقای دستغیب عوامل قتل های زنجیره ای همچون مصطفی کاظمی(موسوی)، در دامان تعصب کدامین مسجد تربیت شده بودند؟ آن زمان که دادستان انقلاب بودید اجرای حدّ و اعدام واجب بود اما زمانی که دوستانتان بدون ارائه سند مردم بی گناه را رودرروی هم قرار دادند تا حاصل آن سی کشته از بسیج و نیروی انتظامی و مردم عادی شود به جای تقاضای اجرای حد و حدود بر موسوی و کروبی از مسیر عدالت خارج می شوید؟؟؟؟
حضرت آقا آیا خدای تعالی نفرمود:الفتنة أشدّ من القتل؟ آیا بهتر نیست به جای این که همچون گذشته فتنه بر پا کنید و حق و باطل را به هم مشتبه سازید، خود را از وابستگی های خطی و جناحی رها ساخته و اهل فتنه را محکوم کنید؟ شما که دوستدار عدالت علوی هستید آیا فراموش کرده اید که امام علی (ع) با فتنه گران جمل و نهروان چه کرد؟ آری آنها نیز، همه مسلمان بودند اما مولا (ع) پس از کشتارشان فرمودند : من چشم این فتنه را در آوردم و کسی جز من توان چنین کاری نداشت. چه می کنید؟ آیا نعوذبالله اگر گرایشات سیال جناحی تان اقتضاء کند ـ تحت تاثیر القائات مریدان ـ سیاست حضرت امیر را نیز محکوم می کنید؟ اگر نیروی انتظامی باز هم دست روی دست می گذاشت تا عوامل آمریکا و انگلیس کشور را به سرنوشت عراق و افغانستان دچار کنند خوشحال می شدید؟ شما را چه شده است که سی سال پس از انقلاب روز قدس را که نماد اسلام ناب امام خمینی است تضعیف می کنید و طلبه های حضرتعالی سکان دار طرح شعارهای انحرافی جهت فراموشی مساله قدس می شوند؟ شما که از جای زخم و ضربه یک جوان اغتشاشگر – که از قضا حتما طلبه شما بوده است - احساساتی می شوید چرا از ترور شخصیت علمایی چون آیت الله العظمی مکارم، شیخ صدر الدین حائری و دیگر بزرگان شهر شیراز توسط طلابتان در سالیان گذشته برآشفته نشدید؟ آیا آبروی مومن- آنهم مومن عالم – از جانش مهم تر نیست؟ (شاید مطلع نبودید و این هم باز دلیل دیگری بر ضرورت تعطیلی مسجد است.) اگر درد لحظه ای یک جوان دانشجو برایتان اهمیت دارد باید بدانید که سیاست گردانان مسجدتان با استخدام بی حساب و متکی بر رانت مریدان در ادارات و ارگان های مختلف، راه استخدام شایسته سالارانه و یک زندگی آبرومندانه را بر بسیاری از این جوانان دانشجو بستند.
آقای دستغیب اگر در خرداد76، رقیبان شما رأی آوری آقای خاتمی را حاصل تقلب بر می شمردند آیا جز این بود که با چماق مخالف جمهوریت و متحجر و قانون گریز آنها را مورد عتاب قرار می دادید؟ آیا سخنان میر حسین ، خاتمی و تاج زاده که در دوره های قبل امکان وقوع هرگونه تقلب در سیستم انتخاباتی ایران را مردود شمرده بودند، برای شما حجت نیست؟
آقای دستغیب با تمام احترام عرض می کنم رساله هایتان را جمع کنید. باور کنید امثال دکتر رحیمیان و کاکایی و گلبن حقیقی به شما خدمت نمی کنند. یادتان هست که پس از عزل آقای منتظری توسط حضرت امام خمینی (ره) باز هم شما ایشان را به عنوان مرجع اعلم به طلاب خاصتان معرفی می کردیذ؟ ( اینجاست که باید به بصیرت حضرت امام (ره) پی برد که ایشان درک و تحلیل امور سیاسی را علم و از اجزای اعلمیت می شمردند و شما متاسفانه برخلاف این می اندیشیدید.)
آقای دستغیب شما در قبال شهر شیراز تکالیفی برعهده دارید که دقیقا عکس آن عمل نموده اید. متاسفانه اطرافیان شما در این سی سال، علمای شیراز را در مرحوم شیخ نجابت و شهید آیت الله دستغیب خلاصه کردند تا بتوانند با مصادره آن شهید فدایی ولایت ، نام مسجد خود را پرآوازه کنند و در این مسیر سیاستگذاران مسجد شما که روزگاری خود را تنها مدافع مستضعفین می نامیدند با سرمایه داران و رانت خواران زالو صفت همراه گردیدند.
حضرت آقا نگرانی اطرافیانتان را از انتخاب دوباره دکتر احمدی نژاد درک کنید. در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، طلاب شما به برکت بخشش صاحبان بزرگترین مجتمع تجاری ، تفریحی خاورمیانه ـ مجتمع خلیج فارس ـ همگی صاحب زمین و خانه شدند ( آنچه کارمندان زحمت کش این سرزمین پس از سی سال زحمت ممکن است به آن برسند یا نرسند .)
آقای دستغیب اکنون در شهر شیراز برج سازانی که با تخریب باغ های شمال شهر راه نفس کشیدن را بر مردم می بندند تنها مالکان روزنامه های اصلی شهر بوده و متاسفانه این افراد با روزنامه ای که هر روز سه میلیون تومان مخارج نیاز دارد به تبلیغ سخنان و مواضع ضدّمردمی شما مشغولند.
حضرت آقا با خود بیندیشید آیا مسیر سیاسی شما نیازمند تصحیح نیست؟ شما که تمام افتخارتان این بود که خود و فرزندانتان چون مردم زندگی می کنید ( وحقا هم چنین بود) اکنون در کدام جبهه قرار گرفته اید ؟ و چرا صاحبان زر وزور اکنون شما را به عنوان مهره ای ارزشمند برای سرکوب نهضت ضداشرافی گری می نگرند؟ مگر در رأس انگ ها و فحش های بچه های مسجدتان به مخالفانشان انگ سرمایه داری و لیبرال منشی و ... وجود نداشت؟ مگر شما تمام مخالفت های خود با آقای هاشمی را به نگاه سرمایه سالاری وی نسبت نمی دادید؟ مگر نقل محافل بچه های مسجد فحش به هاشمی و دودمانش نبود؟
آقای دستغیب آقای انصاری لاری دکترای الهیات پرادعا که در سخنرانی های محرم قبل از انتخابات شعار کل یوم عاشورا را ، حدیث معصوم شمرده بود و امروز به برکت تایید یا سکوت حضرتعالی ، نقاط کلیدی شهر شیراز را در چنگ خود گرفته برای چه به دفتر امام جمعه لار فشار آورد تا ایشان امضاء علیه شما را ضمن تایید ، تکذیب کند؟؟؟
آقای دستغیب همکاران این دوستدار ظاهری شما که شیراز را ازآن خود کرده اند از کدامین شهر و تبارند؟ برای چه یک غیرایرانی بی هنر با حمایت یا سکوت شما باید حساس ترین نقاط این شهر به علاوه مهم ترین روزنامه آن را در دست داشته باشد؟
آقای دستغیب از نقش شهید دستغیب در آبادانی شهر شیراز و خدمت به محرومین آگاهیم شما که خود را نزدیکترین افراد به ایشان می دانید در کدام مسیر حرکت می کنید؟ هیچ کس سخنان آن شهید والا مقام در مجلس خبرگان را فراموش نمی کند که بانگ برآورد :من اطاع الخمینی فقد اطاع الله... باور کنید مردم ، شعار پیروی از شهید دستغیب در کنار عدول از مواضع امام خمینی و مقام معظم رهبری را باور نمی کنند. مگر آن شهید محراب همه علما را مخاطب نساختند که امام زمان یکی بیش نیست و نائب او هم یک تن بیشتر نیست . اطاعت از این نائب بر هر عالم و عمامه به سری واجب است؟؟
حضرت آقا من با صاحبان منازلی که در اطراف مسجد شما با فشار مریدان مخلصتان مجبور به فروش خانه هایشان شده اند، هم سخن بوده ام ؛ برخی از آنها هم چنان به ناله و نفرین مشغولند. باور کنید که جلب رضایت آن ها در تصحیح مسیر نمازگزاران این مسجد اثرگذار است.
آقای دستغیب با موضع گیری های اخیرتان ملتمسانه از شما می خواهم که به نصیحت حضرت امام(ره) به آقای منتظری عمل نموده: بیت تان را از ناصالحان پاک کرده و از سیاست کناره گیری کنید.
حضرت آقا عنایت بفرمایید برای این که مسجد شما مسجد ضرار نباشد با توجه به آیه شریفه می بایست از ایجاد تفرقه در بین مسلمین و استخفاف نماز جمعه و... دوری کنید و در جبهه رسانه ای آمریکا و انگلیس قرار نگیرید. ادامه آیه نیز اشاره دارد که در این مورد ادّعا و قسم و... کارساز نیست ، بلکه عمل نیاز است تا یک مسجد ، مسجد ضرار نباشد.
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى ...
چون همیشه آرزوی سلامتی و تندرستی روحی و جسمی حضرت استاد را دارم.
منتظر بازگشت شما،
فدایی نائب حضرت حجّت
عبدالله منتظر
سایت روایت
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 21:17 |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم مهر 1388
بسم الله الرحمن الرحیم
حکایت آن آیت الله …؟

حمد و سپاس خدای مهربانی که اقرب من حبل الورید است و علیم بذات الصدور.
برای نوشتن این غمنامه مدتی با خود کلنجار رفتم تا بالاخره بعد از طلب خیر از حضرت دوست قصد ادای تکلیف نمودم.
قبل از هر چیز باید عرض کنم حوادث قبل از انتخابات با همه مرارت هایش هر بدی که داشت. اما یک حسن بزرگ هم داشت که یقینا از الطاف خفیه الهی بود و آن اینکه جوهره وجودی و باطن کسان بسیاری را آشکار و هویدا ساخت .
وعسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم
اما بعد…
در روزگاری نه چندان دور شهر ما شیراز مهد علماء پرهیزگار و دانشمندی بود که به حق معلم اخلاق و مهذب نفوس نامیده شدند. صاحب نفسانی که کلام حق و الهی شان جز برای رضای خدا نبود و البته عمیقا هم به دل و جان مردم می نشست . یکی از این بزرگان عالم عارف خدا ترس حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب بود که امام راحل عزیزمان با نگاه ژرف بین و زر شناس خود ایشان را به نمایندگی خود در استان فارس و امامت جمعه منصوب کرده بودند .
هنوز صدای گرم این شهید بزرگوار در گوش جان مردم شیراز زنده است . وچه خالصانه و بی ریا مردم را دعوت به اخلاق می نمود …
اما گویا خدای حکیم وی را برای خود برگزیده بود و چنین بود که در ظهر جمعه ای خونین در حال عزیمت به نماز جمعه مورد سو قصد گروهک منافقین قرار گرفت و روح پاکش به سوی معبود شتافت.
در آن جمعه سیاه نمازگزاران درد یتیمی را با همه وجود خود احساس کردند و در حالیکه بر سر و سینه خود می زدند نا باورانه به جایگاه خالی ایشان چشم دوخته بودند . برخی از نزدیکان این شهید بزرگوار برای آرام کردن مردم پشت تریبون رفته و آنان را دعوت به آرامش نمودند. آن روز به هرشکلی که بود مردم داغدار با چشمی خونبار و دلی شکسته نماز جمعه را اقامه کردند و بعد از آن بی صبرانه چشم انتظار نماینده حضرت امام و امام جمعه ای بودند که از جانب ایشان تعیین و منصوب شود در این اثنا با هدایت و رهبری بعضی افراد و البته تحریک عواطف و احساسات طومار ها و امضا هایی از مردم جمع و خدمت امام ارسال شد مبنی بر اینکه مردم شیراز خواستار انتصاب فلان شخص به امامت جمعه شهر خود هستند اما حضرت امام باز هم با تیزبینی بی بدیل خویش این توصیه ها و تقاضا های به ظاهر مردمی را کنار زده و آیت الله محی الدین حائری شیرازی را که آن زمان در شیراز هم اقات نداشت به نمایندگی خود در استان فارس و امامت جمعه شیراز منصوب نمودند.
روزها و هفته ها به ارامی می گذشت و مردم شیراز درد فراق خویش را با حضور آیه الله حائری شیرازی تسکین داده و التیام می بخشیدند که بتدریج زمزمه های مخالفت با امام جمعه جدید از سوی یکی از آقایان که شاید گمان می کرد امامت جمعه شیراز حق مسلم او بوده به گوش میرسید . وی که در آن زمان نماینده آقای منتظری در شیراز بود و صاحب حوزه علمیه. به پشتگرمی شاگردان خویش روز به روز بر دامنه اعتراضات خود می افزود و مسجد و حوزه علمیه متعلق به خود را تبدیل به پایگاهی علیه امام جمعه منصوب امام نمود و با انتشار شب نامه ها و اعلامیه های مختلف هر روز به بهانه ای سعی در تخریب و ترور شخصیت آیت الله حائری داشت . بطور مثال مدتی به ایشان خرده می گرفتند که چرا این آقای امام جمعه هر هفته به آقای منتظری دعا نمی کند؟ بعد از مدتی ایراد می گرفتند که چرا ایشان در نماز سوره جمعه را نمیخواند و …

و از آنجا که این ایرادات عجیب و غریب را باروایات خاصی که خود تفسیر می کردند می آمیختند که متاسفانه بر اذهان برخی افراد ساده دل بی تاثیر نبود. از همه مهمتر اینکه این کینه توزی ها و اختلاف افکنی ها در زمانی صورت میگرفت که بارها و بارها امام مردم را دعوت به وحدت کرده و می فرمود:
مسئله اصلی ما جنگ است و آنچه در راس مسائل است مسئله جنگ ایران و عراق است. اما همین اقایان که امروز وقیحانه دم از امام میزنند هر روز بر شدت حملات خود می افزودند و کار را به جایی رساندند که حضرت امام برای آرام کردن این فضای تفرقه و دو دستگی . آیت الله جنتی را به نمایندگی از جانب خود به شیراز فرستادند . اما متاسفانه وی و حامیانش حرمت این نماینده امام را هم نگه نداشتند و زشت ترین جسارت ها را در ظهر جمعه و در مکان مقدس نماز جمعه نسبت به آیت الله جنتی روا داشتند که از بازگو کردن آن شرم دارم.
نماینده اعزامی امام مردم شهر را دعوت به وحدت و آرامش می نمود اما آنها همچنان بر طبل مخالفت و اعتراض می کوبیدند و با فریادها و عربده های خویش مانع ایراد خطبه ها توسط امام جمعه می شدند.شاید گمان می کردند با این فشار ها میتوانند امام را وادار به تجدید نظر در انتخاب خویش نمایند اما زهی خیال باطل که هرگز چنین نشد و امام کوچکترین عنایتی به خواسته نا حق آنها نکرد.
آن روز هم بالاخره گذشت گرچه این خاطره تلخ در حافظه مردم شیراز فراموش نشد. این در گیری ها و کشمکش ها همچنان ادامه یافت و همین باعث شد که شهر شیراز روز به روز از جهت توسعه و عمران و ابادانی عقب و عقب تر بماند.
ایام سپری میشد تا اینکه جریان عزل آقای منتظری توسط حضرت امام پیش آمد همان فقیه ساده لوحی که بیت او مرکز تجمع گروهک های ملحد و ضد انقلاب شده بود و مسائل محرمانه کشور از این طریق به راحتی به خارج از کشور درز میکرد. و امام هرچه تلاش کرد نتوانست چشم ایشان را به روی حقایق باز کند که شرح غم بار این واقعه تلخ تر از زهر در کتاب رنجنامه مرحوم سید احمد خمینی . نزدیک ترین یار امام به تفصیل آمده است
همان واقعه ای که پشت امام را شکست و امت امام هرگز کسی را که اینچنین خون به دل مقتدایشان کرد نخواهند بخشید .
با عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری که یکی از هوشیارانه ترین اقدامات امام بود تا حدودی ورق برگشت چراکه این آقا از مدافعین سرسخت آقای منتظری بود و اساسا یکی از دلایل تکفیر آیت الله حائری توسط وی همین قضیه آقای منتظری بود.

اما اکنون قضیه شکل دیگری پیدا کرده بود. و چه زیبا و بزرگوارانه بود خطبه های نماز جمعه ایت الله حائری بعد از این واقعه که بجای ملامت و انتقاد. خاضعانه دعوت به وحدت نمود و اعلام کرد : گذشته ها هر چه بوده تمام شده و اکنون وقت بازگویی و یادآوری گذشته نیست بلکه وقت همدلی و وحدت است.
اما افسوس…
بعد از این ماجرا تاحدودی اوضاع به ظاهر آرام تر شد نه از آن جهت که وی متنبه شده بود بل از آن روی که سلاح از کف داده و خلع سلاح شده بود …
روزگار همچنان به گردش بود تا اینکه امام عزیزمان به ملکوتیان پیوست و غبار یتیمی بر چهره ها نشست.
بعد از رحلت امام . وی یکی از طرفداران و مبلغین مرجعیت آقای صانعی بود . سالها بدین منوال گذشت تا دوران به اصطلاح اصلاحات که ایشان مورد حمایت جدی آقای خاتمی قرار گرفت و خون تازه ای در تفکر گذشته شان دمیده شد و قوی تر و دلگرم به حمایت های دولت . تحرکات جدیدی را آغاز نمود و با کمال تاسف و تاثر از انجا که ایشان نامی را یدک میکشد که مردم شیراز و حتی استان فارس برای ان نام احترام و قداست خاصی قائلند و نیز به لحاظ اینکه تفکرات و خواسته های شخصی خویش را رنگ و لعاب دینی می زند و حق و باطل را به هم می امیزد بسیاری از ساده دلان را با خود همراه ساخته و توانست با تبلیغات وسیع و بهره گرفتن از نام شهید بزرگوار آیت الله دستغیب در انتخابات مجلس خبرگان رای تعدادی از مردم را بدست اورده و به عنوان نماینده منتخب مردم وارد مجلس خبرگان شود .
اما گویا این موفقیت وی را دچار توهم جدی نمود و کم کم به این نتیجه رساند که دوران نمایندگی این مرجع و ان مرجع سپری شده است این بود که ناگهان مردم شیراز با تابلوهایی در سطح شهر مواجه شدند و ایشان را به عنوان مرجع عالیقدر معرفی میکرد
و خلاصه اینکه ایشان خود را به درجه رفیع مرجعیت تقلید ارتقا بخشید و این سئوال در اذهان بسیاری از مردم همچنان باقی است که این ارتقا چگونه اتفاق افتاد؟
ای کاش همانگونه که بحث عدم استفاده از عناوین علمی جعلی برای دانشگاهیان مطرح است . فکری هم برای این قضیه در سطوح مختلف حوزوی می شد تا اعتماد مردم به این عناوین بیش از این خدشه دار نشود.
اما آنچه بیش از همه اینها مایه حیرت و شگفتی است اینست که این آقای معلم اخلاق و مرجع عالیقدر که دیگران را دعوت به توبه و استغفار میکند کارش به جایی رسیده که سخنانش را صدای امریکا و شبکه های مختلف ماهواره ای در دنیا پخش میکنند و دشمنان دیروز و امروز این ملت برای او کف میزنند و هورا میکشند و باز از این هم عجیب تر اینکه وی بجای تامل بر سخنان سخیف و مواضع خود و جبران ان . نه تنها نادم نیست بلکه دچار نوعی ذوق زدگی شده و مفتخر است .
گویا کلام امام راحل عظیم الشان را به کلی فراموش کرده که میفرمود :هر زمان دشمن از شما راضی و خوشنود بود و برایتان کف زد و هورا کشید ببینید چه غلطی کرده اید که مورد تشویق و حمایت دشمن قرار گرفته اید .
و بالاخرا این بود حکایت آن آیت الله...
و در خاتمه عرض میکنم قصد این حقیر از نوشتن این همه آن بو که در وهله اول از مردم خوب و متدین فارس که خود را مغبون و فریب خورده میدانند اعاده حیثیت کنم و در مرحله بعد از شهید بزرگوار و عزیزمان حضرت آیت الله دستغیب که متاسفانه از نام او نیز سواستفاده های بسیار شد گرچه امروز همگان دانسته اند که ساحت پاک او از این رفتار های حقیرانه مبراست.
الهم اجعل عواقب امورنا خیرا
الهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
یادداشت وارده
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 17:44 |
لینک
|
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
جرزن ها به بهشت نمی روند

جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر از شنبه تا پنج شنبه نماز جمعه بخوانند
و برای قبولی نذر خواهر "هیلاری"
و به نیت چهارده معصوم
از فرمانیه تا "خیابان چهاردهم"(۱) واشنگتن دی سی شنبلیله بکارند
جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر در لیله الغرائب
با توسل بر پیامبران بی پیام،
و معصومین گناهکار "سروش" آورده،
همه امور را بر خدای خود پنداشته "ریچارد داوکینز"(۲) تفویض نمایند
مردم "صحیفه" نخوانده اند
ولی امام و انقلاب را خوب می شناسند
مردم عوامند
ولی دشمن را به اشتباه نمی گیرند
حتی اگر "کلینتون" کشکول به دست،
در خاورمیانه دوره بیفتد
و "بوش" مدرسهء خیریه بسازد
حتی اگر "اوباما" کنار سفره افطار
برای اعتلای اسلام دست به دعا بردارد
و "مک کین" به مستحقین این ور آب
قربه الی الله چند میلیون دلار اعانه بدهد
حتی اگر مادام "آلبرایت"
از مامان شاهدخت عزیز بخواهد
سر نماز تسبیح هزار دانه بگرداند
و برای بالارفتن سهام سطل آشغالی "هالیبرتون"(۳) کاری بکند
من می گویم شما
ولی شما به خود نگیرید و بخوانید آنها
به قول شما
مردم همان لشکر قابلمه به دستند
ولی پایش بیفتد با قابلمه بر فرقتان خواهند کوفت
و انقلاب را بیمه خواهند کرد

مردم بی سواتند
و سرشان به کار خودشان گرم است
ولی فرق سره را از ناسره می دانند
و دست خونی کاخ سفید را در "ناصریه"
و دست برخی را در جیب کاخ سفید
و برق شمشیر ابن ملجم را در تهران می بینند
مردم جوات و مواتند(۴)
ولی معنای دروغ های مسلول ایران سل را می فهمند
و به کامبیز "شواردزینگر"
که نام خود را در المثنای چهارم شناسنامه اش، حاج عز الدین قصاب گذاشته
و هر شب به فتوای شیخ احمق "هاآرتص"
برای پیروزی سیاست های شهید "آبراهام لینکلن" عزیز، الله اکبر می گوید
اعتقادی ندارند
آری
حتی اگر عجوزه های خوش پوش بالای شهر دمق شوند
و سابرینا چند روز با پوستر تمام قد "داریوش" قهر کند
باز هم نظر باربرهای میدان تره بار به رأی هایشان عوض نخواهد شد
حتی اگر کامران کمر طلا
به نشانهء اعتراض
چراغ لامبرگینی سبز رنگ مدل 2008 باباش را روشن بگذارد
و سر راه "گودبای پارتی" آماندا باربی
به وانت اکبر بوقی، سبزی فروش سیار این روزها راه ندهد
باید واقعیت را قبول کرد
باید خود را گول نزد
باید تقصیر ها را گردن ترجمه نینداخت
باید مثل کبک سر در اینترنت فرو نبرد
و روشن فکرانه از نرم افزار "بابیلون" امید معجزه نداشت
باید پذیرفت که اگر "گوگل"
دری وری های خود را به زبان دری هم سرچ کند
و "بیل گیتس"
در نسخه تکمیلی "ویستا"
پارسی هخامنشی را هم پاس بدارد
و "جیم کری"
در انیترنت دنبال گرل فرند پرشین هم بگردد(۵)
باز هم "زبان گنجشک" های دودی میدان راه آهن،
زبان فخیم "عرعر" های پرورشی شمال شهر را نمی فهند
باید قبول کرد زبان "تهرانی" با "تیرونی" دوتاست
و تیرونی ها با تیکه کلام های تهرانی و تیک های هیستیریک شمال شهر بیگانه اند
همانگونه که گردن های ضخیم
یک عمر چاک انگشتان عباس واکسی را باور نکردند
و نفهمیدند برای ترجمه درد هایش
آب دهان او از هر رسانه ای رساتر است
و قسط های عقب افتاده
برای پریشاندن شب هایش
از همهء نقش های خفن "آنتونی هافکین" خوفناک تر بوده اند(۶)

باید واقعیت را پذیرفت
باید واقعیت را چه با وافور، چه در زرورق استنشاق کرد
باید واقعیت را یک نفس رفت بالا
یا حداقل تزریق کرد
واقعیت این است که واقعیت تلخ است
واقعیت این است که واقعیت در روزنامه ها نیست
و سایت های خبری در هپروتند
واقعیت این است که مجلات رنگی
از اوضاع سیاه و سفید مردم بی خبرند
واقعیت این است که روزنامه ها
از "تروتسکی" و تقلب و "ابوغریب" و "گوآنتانامو" دفاع می کنند
و نسبت به افزایش زاد و ولد موشها هشدار می دهند
و مردم را از آنفولانزای خوکی می ترسانند
حال آنکه نمی دانند کمی دورتر از میدان شوش
مردم در شش و هشت زندگی خود مانده اند
و بعضی از خجالت دختران دم بخت دق می کنند
واقعیت این است که تمام اتوبان های شهر
سالوسانه به سمت "دارآباد" می لغزند
ولی کوچه های زخم دار جنوب شهر آباد نمی شوند
واقعیت این است که در اداره ها
پودمان های آموزشی چند برابر شده اند
ولی هیچ پمادی ترک دستهای ننه رقیهء لیف باف را دوا نکرده است
واقعیت این است که شهرداری منطقه دو
برای زیبایی شبهای پارک ملت آب نما میسازد
ولی در رباط کریم و حومه نامبیایی برپاست که بیا و ببین
واقعیت این است که خیابان های "فرمانیه" و "قیطریه" و" آجودانیه" نورباران است
ولی کارگرهای "شهر ری" از شرمندگی دست های خالی،
در پناه ظلمات آخر شب یواشکی وارد خانه ها می شوند

اما حالا دیگر همه چیز فرق کرده است
انتخابات ید بیضاء کرده
و عصای موسی
همهء ساحران و طنابهایشان را باهم خورده است
حالا دیگر سپورهای شهرداری
بر سفرهء شرخر های از خدا بی خبر شوریده اند
و نان دریوزه های حزبی و روسپیان سیاسی آجر شده است
باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است
و جیب برها
حتی اگر همه اموال دولتی را وقف نمایند
و مثل کفتارهای "گینه بیسائو"،
نعش کفترهای بی صاحب را بالا بیاورند
باز حسابشان با کرام الکاتبین است
و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند
آری این روزها برای فرار از عدالت
دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست
(۱) خیابان چهاردهم واشنگتن دی سی خیابانی است که یک سمت ان کاخ سفید قرار گرفته است
(۲) ریچار داوکینز نویسنده کتاب پندار خدا و بوده و در این کتاب خدا را آفریده توهم انسان می داند
(۳) سهام سطل آشغالی سهام بی ارزشی است که ارزش معاملاتی و بورسی نداشته و به همین دلیل به این نانم معروف شده اند.
(۴)اشاره به شعار طرفداران موسوی در انتخابات که می گفتند "هرچی جواد مواده دنبال احمدی نژاده"
(۵) اشاره به فیلم یس من " آقای بله" جیم کری که در صحنه ای از ان بازیگر نقش اول در حال جستجوی دوست دختر ایرانی در اینترنت است.
(۶) بازیگر فیلمهای ترس ناک مثل سکوت بره ها و . . .
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 10:51 |
لینک
|
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
بلائی به نام ساده لوحی

در حاليكه پس از حماسه بزرگ ملت عزيز ايران در 22 خرداد 88 ، انقلاب اسلامي آماج توطئه ها قرار گرفته است و دشمنان قسم خورده ديروز و ماندگان از كاروان انقلاب اسلامي در جبهه اي واحد و در قالب كودتايي نرم ، اركان جمهوري اسلامي و ولايت فقيه را نشانه رفته اند ، تلاش براي حفظ وحدت حول محور ولايت و دعوت به آرامش ، كمترين انتظاري است كه دلسوزان انقلاب اسلامي از روحانيت متعهد داشته و دارند.
با اين حال سخنان تفرقه افكنانه و ساختارشكنانه يكي از نمايندگان مردم استان فارس در مجلس خبرگان ، در ايام انتخابات و پس از آن و توهين آشكار ايشان به رأي ملت ، دل دوستداران انقلاب اسلامي را به درد آورد و مردم شريف استان فارس و جوانان ديار احمد بي موسي را شرمسار ملت عزيز ايران گردانيد.
ما ، جمعي از جوانان و دانشجويان انقلابي استان فارس ضمن ابراز برائت و بيزاري از سخنان آقاي سيد عليمحمد دستغيب ، به ايشان كه خود روزي مدرس اخلاق بوده اند ، عاقبت منحرفين از مسير انقلاب اسلامي را يادآور مي شويم و ايشان را به بازگشت به خط اصيل انقلاب اسلامي كه همانا حركت بر مدار ولايت فقيه است فرا مي خوانيم.
ملت عظيم الشأن ايران بدانند كه در صورت اصرار نامبرده بر مواضع ناصواب گذشته، ديگر ايشان به عنوان نماينده خويش در مجلس خبرگان رهبري به رسميت نخواهيم شناخت.
والعاقبه للمتقين
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شيراز- شاخه جوانان جامعه اسلامي مهندسين فارس – شاخه دانشجوئي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي فارس-سازمان جوانان حزب مؤتلفه اسلامي فارس- بسيج دانشجوئي دانشگاه پيام نور شيراز-بسيج دانشجوئي مسجد جامع سعدي- بسيج دانشجوئي دانشگاه علوم پزشكي شيراز-انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز-جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز- واحد دانشجوئي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي استان فارس-مجمع فرهنگي ميعاد با شهيدان شيراز-تشكل وصال دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز-بسيج دانشجوئي دانشكده فني شهيد باهنر-بسيج دانشجوئي دانشگاه صنعتي شيراز-ستاد يادواره شهداي دانشجوئي دانشگاه علوم پزشكي شيراز-مجمع دختران مسلمان دانشگاه شيراز
نامه 16 نماینده مردم فارس در مجلس شورای اسلامی در انتقاد از دستغیب
محضر مبارک ولی امر مسلمین و رهبر صبور انقلاب اسلامی و حضور علماء و نخبگان و مردم شریف فارس با کمال تاسف خبر تلخ بیانات یکی از نمایندگان فارس در مجلس خبرگان علیه ارکان نظام و قوای سه گانه باعث موجی از تاثر عمیق شد .
تاسف و تاثر بیشتر ، آنکه این بیانات همسو و همزمان ، با دسیسه ها و توطئه ها و تهدیدات آمریکا و اسرائیل و وهابیت صورت گرفته و موج هجوم جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران را سنگین تر کرده است .
مردم شریف فارس با حضور وزین و به موقع خود در صحنه های مختلف و با اشاره حضرت امام راحل ( رحمته ا... علیه ) و رهبر گرانقدر انقلاب ،بارها فراست و هوشمندی خود را در حمایت از ولی فقیه که نتیجه آن حفظ کشور و نظام است به روشنی به اثبات رسانده و در این فتنه هم که ریشه در ساده لوحی دارد – با اشاره آن رهبر فرزانه صبوری را پیشه کرده اند .
ساده لوحی بلائی است که زمان امام راحل ( ره) نیز در دهه اول انقلاب ، طمع دشمنان را برانگیخت.
لیکن در سایه رهنمودهای نورانی آن رهبر بی بدیل و تبعیت هوشیارانه مردم عزیز ایران و فارس ، موجب گردید که امید فرصت طلبان در سوء استفاده از افراد ساده لوح دراین برهه از حرکت انقلاب نیز به یاس تبدیل گردد .
امید است کرامت و بزرگواری حضرتعالی باعث بیداری و جبران حق مردم گرانقدر فارس شده و نیازی به تصمیمات دیگر نباشد .
نمایندگان مردم شریف استان فارس در مجلس شورای اسلامی
1- سید حسین ذوالانوار ( نماینده مردم شیراز) 2- نصرا... کوهی ( نماینده مردم کوار ، خرامه ، سروستان) 3- مهدی افشاری ( نماینده مردم داراب ، زرین دشت) 4- سید عنایت ا... هاشمی ( نماینده مردم سپیدان ) 5- جعفر قادری ( نماینده مردم شیراز) 6- محمد حسین دوگانی ( نماینده مردم فسا ) 7- حسن شبانپور ( نماینده مردم مرودشت ، ارسنجان ، پاسارگاد) 8- غلامرضا دهقان ( نماینده مردم کازرون ) 9- علی اصغرحسنی ( نماینده مردم لار، خنج ) 10- محمد علی حیاتی ( نماینده مهر ، لامرد) 11- محمد سقائی ( نماینده مردم نی ریز و استهبان ) 12 – سید یونس موسوی ( نماینده مردم فراشبند ، قیروکارزین ، فیروزآباد ) 13- محمد رضا رضایی کوچی ( نماینده مردم جهرم ) 14- ابوالقاسم رحمانی ( نماینده مردم اقلید ) 15- داوود محمد جانی ( نماینده مردم آباده ، بوانات و خرم بید )16- عبدالرضا مرادی ( نماینده مردم ممسنی و رستم )
گفتنی است نام سید احمد رضا دستغیب فرزند سید علی اصغر دستغیب و سید احمد رضا دستغیب فرزند سید فخرالدین دستغیب دو نماینده مردم شیراز در میان نام نمایندگان استان نیست.
بازتاب:
دعوت از عليمحمد دستغيب به بازگشت به خط اصيل انقلاب (خبرگزاری فارس)
تشکلهاي دانشجويي شيراز خطاب به دستغيب: به خط اصيل انقلاب بازگرد! (خبرگزاری ایرنا)
بيانيه تشكلهاي جوانان اصولگراي فارس در خصوص مواضع اخير يكي از نمايندگان مجلس خبرگان (جوان آنلاین)
اعتراض شديد تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي شيراز به مواضع دستغيب (خبرگزاری فارس)
اعتراض شديد تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي شيراز به مواضع دستغيب (جهان نیوز)
با صدور بيانيه اي انجام شد
اعتراض شديد تشكل هاي دانشجويي دانشگاه هاي شيراز به مواضع علي محمددستغيب (روزنامه کیهان)
اعتراض شديد تشكلهاي دانشجويي شیراز به مواضع یک عضو خبرگان
اعتراض شدید تشکل های دانشجویی شیراز به مواضع علی محمد دستغیب (سحر نیوز)
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 12:8 |
لینک
|